روز جمعه 18 [ شهر شعبان المعظم 1306 ]
امروز در خانهء سلمان بيك پسر سليمان بيك قراباغى « 1 » مهمان ناهار بودم رفتم آنجا .
ثقة الملك هم بود . سلطان مجيد ميرزا « 2 » آمد و قريهءاشان مراغه را براى حضرت و الا ابتياع كرد . اين ملك را محمود خان پسر مرحوم قاسم خان مراغه فروخته بود به سلمان بيك قراباغى . چون آنها رعيت خارجه بودند ، به اين جهت محمود خان تنبيه شد و قرار شد ملك را به بندگان حضرت و الا بفروشند . بعد از ناهار از منزل سلمان بيك آمدم منزل قدرى راحت كردم و فرزندى ميرزا يوسف خان مشغول تهيهء رفتن من به استقبال موكب همايون شد . و عمل حاجى قاضى اروميه با خانبابا خان از جانب ورثهء ميرزا سليمان هم در چهار صد گذشت . جناب ميرزا محمد حسن مجتهد ارومى هم ديدن من آمد و شب را هم خانبابا خان قدرى اينجا بودند .
جناب مستطاب امير نظام آدم براى اخبار . . . « 3 » فرستادند ، ولى او طفره زده منزل خودشان رفتند و من تنها بودم . قدرى با آدمهاى خودم حرفهاى متفرقه زدم خوابيدم .
روز شنبه 19 شهر شعبان المعظم
امروز صبح زود حمام رفتم ، بعد از حمام منزل نماز و ادعيه را بهجا آوردم .
محمد خان و آدمها در تدارك حركت به استقبال هستند . و من يكصد تومان از ناظم ميزان خواسته بودم به توسط محمد خان و از اين قرار به نوكرها تقسيم شد . و جناب مستطاب امير نظام دام اقباله فرستاده بودند كه عصرى ان شاء الله مىروند باسمنج و به من اطلاع مىدهند و من ناهار صرف كردم و دستور العمل مختصرى به آدمها دادم و با ميرزا يوسف خان ، و پول به آدمها دادم يكصد تومان - آقا على : هفت تومان . محمد خان :
هفت تومان . اصغر خان : هفت تومان . حاجى حميد : شش تومان . حيدر على : هفت تومان .
نايب محمد على : هفت تومان . نايب ابو القاسم : پنج تومان . حسين : سه تومان . عليقلى : يك
هامش
( 1 ) - اسم پدر و پسر هردو را سليمان بيك نوشته است كه با توجه به موارد بعدى اصلاح شد .
( 2 ) - سلطان مجيد ميرزا امير آخور حضرت و الا وليعهد روحنا فداه پسر نواب و الا عضد الدوله است ( حاشيه :
خط امين لشكر ) . نام او در مآخذ ديگر سلطان عبد المجيد ميرزاست و هموست كه بعدها به عين الدوله ملقب شد . ( ا . ا . )
( 3 ) - دو كلمه ناخوانا .