در سطح شهر منتشر كرد . « از تاريخ نشر اين اعلان كليه مجالس و اجتماعات در منازل و معابر و غيره به هر اسم و رسم به كلى ممنوع است . » اجتماعات بيش از چهار نفر هم در هر نقطهاى ممنوع شد . وى متخلفان از اين دستور را تهديد كرد « بدون استثناء مورد مجازات سخت واقع و تبعيد خواهند شد . » 22
هامش
( 1 ) . روزنامه اتحاد ، شم 292 ، ص 2 .
( 2 ) . ذاكر حسين ، ادبيات سياسى ايران . . . ، ج 1 ، ص 599 .
( 3 ) . روزنامه اتحاد ، شم 292 ، ص 2 .
( 4 ) . اين نامه به احتمال زياد همان نامه 28 ربيع الثانى است كه در 26 آذرماه بدان اشاره شد . شايد تاريخ نگارش نامه 26 آذر بوده كه امروز به تبريز رسيده است .
( 5 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 3 ، صص 55 و 56 .
( 6 ) . ايل ميلان از ايلات ترك در آذربايجان غربى است كه در اطراف شهرستان ماكو به صورت پراكنده زندگى مىكنند . سرزمين پهناورى از كنار رودخانه « زنگمار » ماكو تا دهستان قطور شهر خوى ، طايفههاى ايل ميلان را از كوچرو ، و روستانشين زراعتپيشه ، دربرگرفته است . مشخص نيست كه واژه ميلان از كه يا چه چيزى گرفته شده است . برخى از ميلانيان مىگويند : چون مردى « ميلى » نام ، اين ايل را تشكيل داد از اين رو آن را ميلان ناميدند و بعضى ديگر بر اين باورند كه از واژه مل« mel »به معنى كوه گرفته شده است .
ايل ميلان در تابستان در حوالى سيهچشمه ( مرز تركيه ) ييلاق و در زمستان در ساحل رود ارس ( مرز شوروى ) قشلاق مىنمايند . از لحاظ سازمان و سرپرستى اين ايل به دو دسته بزرگ به نام ميلان و خلكانى تقسيم مىشوند . ميلان داراى 5 طايفه مىباشد كه عبارتند از : ممكانلو ، دودكانلو ، مندولكانلو ، شيخ كانلو ، سارمانلو ، اين ايل در سال 1342 ش داراى 2030 خانوار بوده است . افراد ايل ميلان پيرو دين اسلام و داراى مذهب سنى شافعى مىباشند ( افشار سيستانى ، مقدمهاى بر شناخت ايلها ، چادرنشينان و . . . ، ج 1 ، صص 148 - 141 ؛ ستوده ، نامنامهء ايلات و عشاير و طوايف ( ايران تاريخى و فرهنگى ) ، صص 488 ) .
( 7 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 3 ، ص 43 .
( 8 ) . همان ، پ 1 ، ص 115 .
( 9 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 10 - 10 - 10 - 1301 .
( 10 ) . روزنامه اتحاد ، شم 292 ، ص 2 .
( 11 ) . همانجا .
( 12 ) . روزنامه ايران ، شم 1313 ، ص 4 .
( 13 ) . همانجا .
( 14 ) . همانجا .
( 15 ) . مقصودلو ، مخابرات استرآباد . . . ، ص 853 .
( 16 ) . روزنامه ايران ، شم 1313 ، ص 4 .
( 17 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 33 - 6 - 29 - 1301 .
( 18 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 16 ، ص 38 . از سالار رشيد مكتوبى در دست است كه به نبيل الدوله كارگزار آستارا نوشته و در آن با برشمردن خدمات خود به دولت از اينكه او را شورشى مىخوانند ابراز تعجب و تأسف مىكند . او در پايان اين نامه مىنويسد :
« انصاف اولياى دولت چطور اجازه مىدهد در عوض و مقابل فداكارى چندساله در موقع امنيت ايران دست عيال و اطفال خودمان را گرفته به خاك خارجه پناهنده شوم ؟ » ( همان ، پ 16 ، صص 47 تا 49 ) .
على قلى خان نبيل الدوله كه بعدها نام خانوادگى ضرابى اختيار كرد در 1295 ق در كاشان به دنيا آمد . پدرش عبد الرحيم كلانتر مؤلف « مرآت قاسان » بود . او از مدرسه دار الفنون فارغ التحصيل شد و در خارج از كشور به تحصيلات خود ادامه داد . كارهاى ادارى خود را با ورود به وزارت امور خارجه شروع كرد . آتاشه سفارت ايران در واشنگتن به سال 1320 ق ، نيابت اول و شارژدافرى همان سفارت به سال 1328 ق ، و باز مستشارى سفارت ايران در واشنگتن به سال 1332 ق از مناصب او در امريكا بود . وى يك بار در سال 1328 ق نشان طلاى علمى و بار ديگر در 1332 ق نشان درجه اول شير و خورشيد را دريافت كرد . ( ممتحن الدوله شقاقى ، رجال وزارت خارجه . . . ، ص 188 ؛ زاوش ، دولتهاى ايران . . . ، ص 95 ) . وى در سال 1301 ش كارگزار آستارا و با حفظ سمت در همان زمان جايگزين عباسعلى خان صلاحى رئيس كميسيون سرحدى بيلهسوار شد .
نبيل الدوله از بهاييان متعصب بود . زمانى كه در امريكا مأمور بود آيين اين فرقه را تبليغ مىكرد و با كارهاى تجارى نيز مأنوس بود . او يك بار هم بهعنوان نماينده سياسى ايران مأمور دربار عثمانى شد ، اما باب عالى با اين قيد كه چنين شخصى نمىتواند نماينده دولت اسلامى باشد از پذيرش او سر باززد و او ناچار با همسر امريكايىاش به امريكا بازگشت .
( 19 ) . همان ، پ 6 ، صص 82 ، 84 و 95 .
( 20 ) . روزنامه اتحاد ، شم 292 ، ص 2 .
( 21 ) . روزنامه ايران ، شم 1314 ، ص 2 .
( 22 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 1 ، ص 50 .