هامش
( 1 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 10 ، ص 76 .
( 2 ) . همان ، پ 10 ، ص 75 .
( 3 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 4 تا 6 - 8 - 63 - 1301 . درباره قحطى سالهاى 18 - 1917 ر . ك : مجد ، محمد قلى ، قحطى بزرگ ، ترجمه : محمد كريمى ، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، تهران ، 1386 . قحطى 1917 م تا 1919 م در ايران را مىتوان يكى از بزرگترين فجايع تاريخ ايران دانست چرا كه در آن بيش از 40 درصد جمعيت ايران به سبب گرسنگى ، سوءتغذيه و بيمارىهاى ناشى از آن جان باختند .
[ تصوير ] در پى جنگ جهانى اول اگرچه ايران اعلان بىطرفى كرده بود اما بيشترين لطمات را متحمل شد ، چرا كه كشورهاى متخاصم ( انگليس ، روس و عثمانى ) بىطرفى ايران را نقض كردند و خاك كشور را مورد هجوم قرار داده ، بخشهاى وسيعى از كشور را به تصرف خود درآوردند . در اين تهاجمات و تصرفات و در ادامه آن بروز قحطى ، انگلستان بيشترين نقش را داشت . اين كشور كه تا پيش از انقلاب روسيه جنوب و غرب كشور را به تصرف درآورده بود پس از آن بر پيشروىهاى خود افزود ؛ چرا كه هم امريكا به نفع او و متحدانش ( متفقين ) وارد جنگ جهانى شده بود و هم به دليل خارج شدن بغداد از دست عثمانىها موفقيتهايى در بين النهرين به دست آورده بود . ازاينرو توانست تمام خاك ايران را تصرف نمايد .
تأمين نيازهاى خوراكى سربازان تحت فرمان انگليس سبب شد تا اينان دست به خريد غله در نواحى مختلف كشور بزنند درحالىكه مىتوانستند از هند تحت تسلط خود گندم ، جو و ديگر غلات وارد كنند ، اما به علت بهرهمندى بيشتر از ظرفيت كشتيها ، به اين كار اقدام نكرده ، از اين سياست كه توانستهاند نيازهاى خود را به هر قيمت در داخل كشور ايران تأمين كنند خرسند بودند . انگليسها همچنين براى تأمين نيازهاى مالى جنگ ، ايران را در تنگنا قرار داده ، اين كشور را از درآمدهاى هنگفت نفت محروم كردند ، هرچند كه اين همه تنگناى مالى نبود . به علت جنگ درآمدهاى گمركى در جنوب و شمال كه هريك در اختيار انگليس و روس بود ، كاهش يافته بود و دولتهاى روس و انگليس هريك براى تأمين بخشى از منابع مالى خود بر خلاف قراردادى كه با ايران داشتند مبالغ كلانى را از درآمدهاى گمركى برداشته و باقى را به ايران مىپرداختند . گفتنى است اين پرداختها از طرف روسها پس از انقلاب اكتبر 1917 مسدود و از جانب انگليسها نيز نامنظم انجام مىشد . مجموع اين عوامل سبب شد تا قحطى و كمبود مواد غذايى كه از پاييز 1916 آغاز شده بود در اوت 1917 ( مرداد 1296 ) شدت بگيرد و سرانجام هم در ژانويه 1918 ( دى 1296 ) به اوج خود برسد و مردم را بدانجا بكشاند كه بر سر لاشه حيوانى به جان هم بيفتند يا آنان را به مردارخوارى بكشاند .
در بهار 1918 ( بهار 1297 ) و با ، تيفوس و تيفوئيد بر قحطى افزوده شد و مرگومير را بيشتر كرد .
( 4 ) . روزنامه اتحاد ، شم 283 ، ص 2 .
( 5 ) . همان ، شم 285 ، ص 2 .
( 6 ) . روزنامه ايران ، شم 1302 ، ص 2 . آيت اللّه ميرزا محمد اشراقى مشهور به ارباب قمى فرزند محمد تقى بيك قمى در 1276 قمرى در قم متولد شد . در اوان جوانى به تهران رفت و از عالمان وقت آنجا بهرههاى فراوان برد .
سپس به قصد ادامه تحصيل راهى نجف شد و از محضر استادان بزرگى چون آخوند خراسانى و ميرزا حبيب اللّه رشتى و بزرگانى ديگر بهره برد تا به درجه اجتهاد نائل شد . سپس به قم بازگشت و عهدهدار تدريس ، اقامه جماعت و تبليغ دين گرديد . پيش از تأسيس حوزه علميه قم به دست آيت اللّه شيخ عبد الكريم حائرى او در قم مرجعيت دينى داشت و ازاينرو در امور روزمره مردم دخيل بود تا آنجا كه در پى جنگ اول جهانى و هجوم روسها در قم او تنها عالمى بود كه براى آسايش مردم قم با روسها مذاكره و ظاهرا قراردادى مبنى بر حضور نيروهاى روسى در خارج شهر امضا كرد . پس از تأسيس حوزه علميه قم او نيز در كنار شيخ عبد الكريم حائرى به تدريس و تربيت عالمان بسيارى كوشش كرد كه برخى از آنان حاجى ميرزا محمد فيض قمى ، حاج شيخ عباس قمى ، ميرزا محمد كبير قمى ، شيخ حسن يونسى و بسيارى ديگر بودند . از كوششهاى علمى ديگر او آثارى است كه به رشته تحرير كشيده است . ارباب قمى سرانجام در دىماه 1301 در قم درگذشت و در قبرستان شيخان دفن شد .
آقا ميرزا محمد تقى اشراقى ، آقا سعيد اشراقى و آقا محسن اشراقى كه همگى از عالمان دين بودند از جمله فرزندان ايشانند . ( احمديان ، شيخان قم ، صص 87 - 82 ) .