[ تصوير ] پل آجى چاى تبريز
به نوشته روزنامه اتحاد « ايالت كبرا كه مسبوق بودند كه اين مسئله منتهى به يك آنتريك و مقدمه يك انقلابى است » از رياست قشون خواست كه آنها را دستگير كند كه چنين نيز شد . 7
منابع انگليسى اعتصاب پاسبانهاى تبريز را دو روز بعد نوشتهاند . 8
* سهمخواهى اتباع سيميتقو از اهالى سقز
امروز نمايندگان حاكم بانه كه گماشته سيميتقو بودند وارد سقز شدند و به اداره حكومتى رفته ، نامهاى را از طرف خوانين بانه به « احمد بيك » حاكم سقز نشان دادند كه حسب الامر اسماعيل آقاى سردار نصرت ( سيميتقو ) نصف حكومت سقز به نصر اللّه خان پسر خان بانه واگذار شده است . در نامه از قول سيميتقو آمده بود كه « محض تقسيم عايدات محلى » آن را فرستادهام و خودم نيز به زودى همراه نصر اللّه خان خواهم آمد .
اين حكم با نظر مخالف بزرگان سقز مواجه شد و تصميم گرفتند تمكين نكنند . 9
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1112 ، صص 2 و 3 .
( 2 ) . اسنادى از امتياز نفت شمال . . . ، صص 106 و 107 ، سينكلر يك شركت نفتى امريكايى بود كه نمايندگانش به ايران هم آمدند . از آنجا كه دولت مشير الدوله گمان مىبرد دادن امتياز نفت شمال به امريكا مىتواند از مشكلات اقتصادى و سياسى ايران بكاهد ، نسبت به آن اصرار مىورزيد .
پس از ترديدهاى كمپانى استاندارد اويل در پذيرش اين امتياز ، كمپانى سينكلر به عنوان جايگزين و حتى اهرم فشار مدنظر ايران قرار گرفت .
يكى از دلايل نزديكى كمپانى نفت جنوب يا ( كمپانى نفت انگليس و ايران ) به استاندارد اويل و ملاقات نمايندگان آنها در واشنگتن و ريختن طرح مشاركت - كه صورت عملى نگرفت - نزديكى ايران به كمپانى سينكلر بود . ظاهرا كمپانى نفت جنوب در حفظ منافع خود با استاندارد اويل نزديكى بيشترى احساس مىكرد تا سينكلر .
( 3 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 9 ، ص 20 .
( 4 ) . روزنامه اتحاد ، شم 144 ، ص 4 .
( 5 ) . عباس خان ميرپنجه از ابتداى فروردين به عنوان حاكم نظامى استرآباد از طرف رضا خان به آنجا فرستاده شد . ( مقصودلو ، مخابرات استرآباد . . . ، ج 2 ، ص 819 ) .
( 6 ) . همو ، ص 810 .
( 7 ) . روزنامه اتحاد ، شم 159 ، ص 1 .
( 8 ) . جنبش ميرزا كوچك خان بنابر . . . ، ص 151 .
( 9 ) . تيمورزاده ، وحشت در سقز ، ص 99 . عايدات سقز در اين زمان حد اقل روزى سيصد تومان بود و اين موضوعى وسوسهكننده براى سيميتقو و اتباع او به شمار مىرفت . منابع اصلى موقعيت آن زمان سرزمينهاى تحت سيطره سيميتقو را چنين توصيف كردهاند : « چهريق پايتخت بود . حماميان و سنندج و ايالت ساوجبلاغ مركز قواى حربيه و امارات لشكرى بود .
فرمان قرهنى آقاى مامش و على آقاى امير اسعد مثل امر اميرلشكر غرب بود . خواهش حاج ايلخانى به منزلهء خواهش رئيس مجلس شوراى ملى مهم بود . بيگزاده و سوارهاى بانهاى مأمور غضب و قهر اسماعيل آقا بودند . از ايران و سپاه ايران و ايرانيان اسمى بىمسما گاه گاهى شنيده مىشد . هركس از دولت ايران يا اوضاع آن غير از بيچاره و مفلوك جلوه دادن آن ، اظهاراتى مىنمود بلافاصله براى مجازات تحويل ادارهء نظميه مىگشت و به مجازات غيرقانونى مىرسيد . » ( همو ، ص 98 ) .