هامش
( 1 ) . روزنامه اتحاد ، شم 256 ، ص 3 .
( 2 ) . همان ، ص 2 .
( 3 ) . « بنده گمان مىكنم اين لايحه يك چيز تازه كه بر قانون اساسى علاوه شده باشد نيست . يك فرمايشاتى شاهزاده نصرت الدوله فرمودند كه لابدم در آن زمينه چند كلمه عرض كنم . در دوره سوم كه قانون جزا مطرح شد ، شاهزاده نصرت الدوله آن قانون را كه نمىدانم ترجمه كرده بودند يا تأليف به كميسيون آوردند و ما هم به مقتضاى تكليف خودمان 800 ماده در جزا نوشتيم . هزار سال قبل بلكه متجاوز ، اين مملكت يك قانون جزايى داشته و مملكت هم منظم بوده ، ولى چون امروزه ما با ساير دول ارتباط داريم بايد قوانين خودمان را طورى بكنيم كه محدود باشد ولى ارتباطمان با ساير دول مقطوع نباشد ، و اشخاص [ ى ] مىتوانند اين كار را بنمايند كه عالم به همه علوم باشند . و متأسفانه يك دستهاى هستند كه عالم به اخلاق و علوم مملكت هستند ، ليكن آنها از ما دورى مىكنند ، و ما هم ديديم حاضر نشدند كه با ما مشاركت نمايند ، تا اينكه يك قانون جزائى كه موافق با مذهب ماست نوشته شود ، و بعد هم مهاجرت پيش آمد و اين قانون جزا را در مملكت منتشر كردند ، و خيلى زحمتها هم توليد شد .
اصولا و فروعا بنده در اين قانون اشكال دارم ، اما اينكه مىگويند اگر پليس به درشكهچى گفت بايست و ايستاد ، ما حكم اين را نداريم ، بنده عرض مىكنم داريم . كى خواست كه به او بگوييم [ ؟ ] و آنچه را كه گفتهايم عمل نكردند . پس اگر خواسته بودند و عمل هم مىكردند موافق مقتضيات امروزه ما قانون جزا مرتب شده بود ، ولى بعد از اين ترتيب ، البته آنها هم مساعدند ، ما هم بايد با آنها مساعدت كنيم و با يك نظريات وجدانى قوانينى تهيه شود كه رفع احتياج مملكت را بنمايد و انشاء اللّه موافق مقتضيات هم خواهد بود . » ( مدرس در پنج دوره تقنينيه ، ج 1 ، ص 338 ) .
( 4 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 4 ، ص 70 .
( 5 ) . همان ، پ 4 ، صص 52 تا 56 .
( 6 ) . « طهران - وزارت جليله جنگ - تعقيب نمره 8 معروض مىدارد پس از جلسات عديده از طرف فدوى شرايط سخت رد گرديد . چنين تصميم گرفته شد كه از طرق وزارت خارجه مسكو به شومياتسكى امر دهند در موضوع شرايط تسليم اسلحه با حضرت اشرف مذاكره نمايد . در آخرين جلسه يگانه شرطى كه به نظر فدوى قابل ملاحظه بود ترتيب مصارف آن است كه تعيين آن ترتيب را البته حضرت اشرف با شومياتسكى خواهند داد . گمان مىكنم شومياتسكى از طرف خود شرايطى نيز اظهار نمايد . به كلى بىاصل خواهد بود ، چون كليه آنها رد شده است . از طرف وزارت خارجه تلگرافى به شومياتسكى يك روز قبل مخابره شده است . ثانيا در موضوع مهاجرين بادكوبه همه وقت با كفيل وزارت امور خارجه مذاكرات مىنمودم كه آنها را يا به ايران بفرستند و يا به نقاط بعيده روسيه تبعيد نمايند . اين پيشنهاد از همان روز اول پذيرفته شده بود . دليل عدم انجام آن بر خود فدوى نيز پوشيده نبود . و به همين سبب هم هر روز اين مسئله را در جلسات تجديد مىنمود ، تا اينكه امروز رسما اطلاع دادند كه لاهوتى را به مسكو احضار و از براى احسان اللّه و سايرين نيز محلى در مسكو تهيه كردهاند و به زودى احضار خواهند شد . رفتن احسان اللّه به گيلان به كلى بىاصل است . ثالثا راجع به حمل اسلحه از برلن از خاك روسيه پس از زحمات زياد جواز عبور امروز دريافت داشت . رابعا چند روز پيش وزير جنگ تروتسكى را ملاقات و حل مسايل فوق نيز بر حسب حكم مشار اليه بود . مكتوبى خدمت حضرت اشرف عرض كرده است كه به وسيله كورير ارسال داشت . خامسا در آخرين ملاقاتى كه براى خداحافظى از وزير خارجه نمودم بىاندازه از وضعيت اخير ايران اظهار دلتنگى مىنمود و مخصوصا از فدوى درخواست كرد كه به حضرت اشرف عرض نمايم مخالفت با مجلس به همراهى چند نفر از روحانيان به اقتضاى سياست قوام السلطنه ( ا ب ح ن ) [ ناخوانا ] براى شخص اشرف كه پيشواى ملت شناخته شدهاند نخواهد داشت و نيز اظهار مىداشت ، فقط از شخص حضرت اشرف انتظار داريم عدم تمايل خودشان را نسبت به اين سياست قهقرايى قوام السلطنه اعلام فرمايند كه اجانب در اين موقع نتوانند استفاده نمايند . مسائل فوق به وسيله كورير مفصلا عرض خواهد شد . در برلن منتظر فرمايشات است . فدوى اسمعيل [ نايب ] سرهنگ » ( اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 18 ، صص 68 و 69 ) .
( 7 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 86 ، ص 3 .
( 8 ) . همان ، ص 2 .
( 9 ) . ضياء الدين فرزند شيخ فضل اللّه نورى است كه در هنگام نهضت مشروطه در نجف تحصيل مىكرد و دو سال پس از شهادت شيخ فضل اللّه ( 1327 ق ) از نجف به ايران آمد و در تهران در منزل پدرى ساكن شد . در اين اوان در طرفدارى از مشروطيت وارد عرصه سياست و در سال 1304 ش نماينده مردم تهران در مجلس مؤسسان شد . همچنين روابط پنهانى با دربار داشت و بسيارى از مطالبى را كه از علماء ، بازرگانان و اشراف مىشنيد به آنجا گزارش مىكرد . وى در اواخر عمر رئيس ديوان كيفر شده ، در اوايل جنگ جهانى دوم و هنگام اشغال ايران توسط متفقين درگذشت . ( باقى ، مدرس مجاهدى شكستناپذير ، ص 91 ؛ كيوانفر ، « اگر به گناه مخالفت با مشروطه . . . » ، ص 3 ) .
( 10 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 10 ، صص 43 و 44 .
( 11 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 7 - 37 - 1 / 45 - 1301 .
( 12 ) . همان ، 56 - 7 - 49 - 1301 .
( 13 ) . همان ، 11 - 6 - 15 - 1301 .
( 14 ) . همان ، 16 - 11 - 47 - 1301 .
( 15 ) . اسنادى از اختلافات و دعاوى . . . ، صص 286 و 287 .
( 16 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 6 ، ص 147 .