تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
كه دو ماه حقوق كارمندان اين وزارت‌خانه پرداخت شود . اعتصاب‌كنندگان خواستار عدم تبعيض در پرداخت حقوق اين وزارت‌خانه با ديگر دواير دولتى بودند . پس از دو بار گفت‌وگو در نهايت كارمندان متقاعد شدند از امروز اعتصاب را شكسته و كار خود را از سر گيرند . روزنامه شفق سرخ در انتهاى اين خبر اين تك جمله را نوشت كه « گمان نمىكنيم تعطيل عدليه حائز اهميتى باشد و بلكه غالبا آثار خوشنودى در مردم مشاهده مىشود . » 7
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1299 ، صص 1 و 2 . ( 2 ) . همان ، شم 1230 ، ص 1 . ( 3 ) . سيد عبد الوهاب پسر سيد صالح مجتهد ضياءبرى به سال 1294 ق در روستاى ضيابر گيلان به دنيا آمد . مقدمات علوم دينى را در زادگاهش فراگرفت و پس از اقامت كوتاهى در رشت و بهره‌گيرى از ميرزا على مجتهد رشتى عازم نجف شد و از محضر آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ، ملا على نهاوندى و ملا محمد شربيانى كسب فيض نمود . وى پس از نيل به‌مقام اجتهاد در اواخر 1322 ق به رشت بازگشت و مورد اكرام و احترام علماء و مدرسين قرار گرفت . او در رشت به تدريس فقه و اصول اهتمام ورزيد . از شاگردان مشهورش در اين دوره شيخ على ناصرانى و شيخ يونس ( ميرزا كوچك خان جنگلى ) و سيد رضا رودبارى بودند . سيد عبد الوهاب در جريان نهضت مشروطه‌خواهى به صف مشروطه‌طلبان پيوست و پس از صدور فرمان مشروطيت به عضويت انجمن ايالتى گيلان درآمد . او در استبداد صغير و در حكومت ظهير الدوله به دستور محمد على شاه ، مدتى به خراسان تبعيد گشت و پس از كشته شدن آقا بالا خان سردار افخم ، حاكم گيلان ، در محرم 1327 به رياست انجمن انتصاب يافت . [ تصوير ] سيد عبد الوهاب ضيابرى سيد در واقعه اولتيماتوم روسيه تزارى در برابر تهاجم روسيان و غارت مطبعه عروه الوثقى و نيز اجحافات و زورگيريهاى نكراسف ، كنسول مستبد روس در رشت ، به شدت مقاومت نمود و متعاقب همين در محرم 1330 به زندان افتاد . وى پس از يك محاكمه فرمايشى در كنسولگرى روس در رشت به اعدام محكوم شد اما بر اثر جريانات سياسى و اعتراض آزادىخواهان حكم اعدام وى و چند تن ديگر به مرحله اجرا درنيامد و او به همراه فرزندش سيد صالح از طريق روسيه به استانبول تبعيد گرديد . پس از سه سال تبعيد بار ديگر به رشت برگشت و در جنبش جنگل به رهبرى ميرزا كوچك خان ، رياست هيأت اتحاد اسلام را برعهده گرفت . سيد عبد الوهاب مجتهد پس از پايان كار جنگل ، همچنان در رشت به امور اجتماعى مشغول بود و مرجعيت داشت . او در سال 1304 ش به نمايندگى مجلس مؤسسان انتخاب شد و سرانجام در جمادى الآخر 1357 / 1317 ش در رشت به‌درود حيات گفت و در گورستان مديريه به خاك سپرده شد . ( كتاب گيلان ، ج 2 ، ص 709 ؛ سرتيپ‌پور ، نامها و نامدارهاى گيلان ، صص 9 - 298 ) . ( 4 ) . مجموعه مقاله‌هاى همايش بازشناسى . . . ، ص 231 . قوام السلطنه از اين دستور خود زود عقب‌نشينى مىكند . چون در همين روز از طرف برخى نمايندگان از او پرسشهايى مىشود كه به درستى جواب نمىدهد و يك روز بعد در نامه محرمانه ديگرى به وزير جنگ دستور ديروز خود را پس مىگيرد . « ديروز شرحى به شماره‌ى 1018 ، راجع به نواب الملك و سيد عبد الوهاب كه حكومت گيلان تقاضا نموده بود از رشت آنها را روانه‌ى مازندران نماييد زحمت داده بودم چون بايد تحقيقات كامل‌ترى در اين باب به عمل آيد قدغن فرماييد اقدامى ننمايند تا در ثانى تكليف معين گردد . » ( همان‌جا ) اما اينان قبلا تبعيد شده بودند و ديگر مجالى براى اين نامه‌نگاريها نبود . يكى از اين تبعيدشدگان مجتهد بزرگ شهر بود ؛ يعنى آقا سيد عبد الوهاب مجتهد . روزنامه ايران دو روز بعد وقتى مىخواست اين خبر را بنويسد از وى به عنوان « فحول علما و آزادىخواهان » ياد كرد كه با جمعى ديگر تبعيد شده‌اند و از علت آن اظهار بىاطلاعى كرد . ( روزنامه ايران ، شم 1230 ، ص 4 ) . ( 5 ) . اسنادى از امتياز نفت شمال . . . ، ص 205 . براى آن‌كه سلسله رخدادها و اخبار امتياز نفت شمال كه در شش ماهه گذشته سال 1301 ش بدان پرداخته شده ، از انسجام و يكپارچگى خارج نشود ، مناسب است گزارش كوتاه نشريه نوبهار را كه به‌طور فشرده اين ماجرا را از ابتداى تصويب در مجلس تا اين تاريخ بيان كرده ، مرور كنيم : « در جلسه 30 عقرب [ 30 آبان ] 1300 به فوريت قانونى داراى پنج ماده مربوط به اعطاى امتياز معادن نفت ايالات شمالى ايران در مجلس طرح و تصويب گرديد . مذاكرات اين امتياز پس از اعزام هيأت سياسى ايران به پاريس از زمان حكومت آقاى وثوق الدوله بين هيأت مزبور و نمايندگان « استاندارد اويل » كمپانى امريكايى مطرح شد ولى از طرف ديگر مسئله قرارداد ايران و انگليس موضوع مزبور و ساير مذاكراتى را كه بين هيأت اعزامى ايران و سرمايه‌داران امريكا و وزير خارجه « لانسينك » شده بود عقيم نمود . ولى بعدها باز دنبالهء آن مذاكرات از طرف مأمورين دولت ايران ممتد و به‌طور خيلى محرمانه با تهران به ميان گذارده شده به شكل معلوم به مجلس آمده تصويب گرديد . مذاكرات بعدى دولت ايران با كمپانى « استاندارد اويل » طولانى و تلگرافات و مذاكرات زيادى ردوبدل شد و بالاخره معلوم شد كه كمپانى مزبور مىخواهد كمپانى نفت جنوب را هم در اين امتياز دخيل يا او را به قرار صد پنجاه يا صد چهل در اسهام خود شركت بدهد . اين قضيه باعث تحريك احساسات مجلس شد ، با اينكه دولتها و عقلا مطمئن بودند كه مىتوانند اين نظريه را با تمديد مذاكرات اصلاح نمايند ، در بين بحران يا نبودن هيأت دولت در 25 جوزاى 1301 [ 25 خرداد ] قانون مزبور را در مجلس تغيير دادند ، و بالاخره دو پيشنهاد يكى از طرف « استاندارد كمپانى » و ديگرى از طرف نماينده « سينكلر » كمپانى امريكايى در تهران به دولت تقديم شده و از طرف دولت در يك كميسيون مخصوصى از وكلا هر دو پيشنهاد مطرح گرديد ، و مدتى وقت كميسيون به قرائت و مطالعه و تشخيص معايب و مضارى كه در هر دو پيشنهاد بالسويه و دوش‌به‌دوش ملحوظ شده بود ، تلف گرديده و عاقبت قسمتى از معايب مشخصه به امريكا مخابره و قسمتى به نماينده سينكلر ارائه شده و از هر دو طرف اصلاحاتى كه باز هم قابل اقناع نبود تدارك و به دولت تقديم شد . و بالاخره دولت هر دو پيشنهاد را بدون اتخاذ عقيده به مجلس تقديم داشت و از طرف مجلس پذيرفته نشده تقريبا به عنوان اين‌كه دولت خود بايد عقيدهء ثابتى را اتخاذ كرده در مجلس از آن دفاع بنمايد آن هر دو پيشنهاد به دولت مسترد گرديد . در اينجا هم مجلس محق بود و هم دولت ، زيرا مجلس در برابر آن لوايح مدافعى لازم مىديد . و دولت براى دفاع از هيچ‌كدام حاضر نبود و اين خلاف اصول پارلمانى بود . دولت هم در نتيجهء هرج‌ومرج فكرى و جنجال‌هاى هوچيانه‌اى كه در اطراف پيشنهادات به وقوع پيوسته خاصه اتهامات سياسى كه در مورد پيشنهاد « استاندارد كمپانى » از طرف طرفداران « سينكلر » به اين و آن زده مىشد و حتى رئيس دولت را هم در اين اتهامات جريحه‌دار ساخته بودند و به‌علاوه مضارى كه در هر دو پيشنهاد به تدريج گنجانيده شده بود ، دولت راضى نشد جانب يكى را بر ديگرى ترجيح دهد . بالاخره وجه حل بالنسبه بهترى كه دولت در نظر گرفت اين بود كه يك لايحهء متقابله ( كونتر پروژه ) كه حاوى قسمتهاى صحيح هر دو پيشنهاد بود تدارك ديد و به نام عقيده دولت آن را به مجلس تقديم داشت و اكنون آن لايحه در كميسيون خاصى تحت شور و مطالعه است و معلوم نيست كى و به چه صورت نتيجه بدهد . » ( نوبهار ، شم 2 ، مورخه 9 ميزان 1301 ) . ( 6 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 15 - 14 - 49 - 1301 . ( 7 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 74 ، ص 2 .