قانون سجل احوال كشورهايى چون انگليس ، فرانسه ، روسيه ، آلمان ، عثمانى ، افغانستان ، بلژيك و ايتاليا را تهيه كرده به بلديه تحويل دهد . چون اين اداره مشغول تجديدنظر اساسى در قانون مصوبه 20 شهريور 1297 سجل احوال است و حتى قوانين مناطقى چون مصر و هندوستان كه زيرنظر انگلستان اداره مىشوند مىتواند مفيد باشد . در اين نامه آمده است كه قانون سجل احوال به زودى براى تصويب به مجلس شوراى ملى داده خواهد شد . 7
* اقدام به تبعيد گروهى
مصطفى خان نير السلطان حاكم جديد گيلان و جانشين وثوق السلطنه امروز در تلگرامى به قوام السلطنه از تصميم خود به تبعيد تعدادى از فعالان سياسى اين منطقه خبر داد . معروف بود كه نير السلطان بر خلاف وثوق السلطنه طرفدار سياست روسيه شوروى بود . « با توجه به فعاليتهايى كه ديده مىشود ضمن انتشار بياننامهاى سردستههاى آنان را مورد تهديد قرار داده و يادآور گرديدم در صورت عدم رعايت مقررات ، از سوى اداره نظميه كه حركات آنان را كاملا زيرنظر دارد ، جلب خواهند گرديد و در عين حال اطلاع دارم چون نواب الملك ، محمد خان پسر سردار معتمد ، بحر العلوم برادر قائممقام الملك ، شيخ ابو القاسم خورگامى عضو عدليه ، آقا شريف ، سيد عبد الوهاب و افراد ديگرى كه چندان اهميتى ندارند در جلسهاى كه داشتند تصميم به براندازى حكومت و نظميه و عدليه گرفتهاند طى تلگرامى كه به وزارت جليله جنگ نمودم خواستم تا به اداره قشون دستور دهند كه نواب الملك ، سيد عبد الوهاب ، ميرزا كريم خان برادر سردار محيى را دستگير نموده به مازندران تبعيد كند . » 8
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1225 ، ص 3 .
( 2 ) . به دنبال حمله ارتش ايران به افغانستان در 1273 ق و تصرف هرات ، دولت انگليس موضع خصمانهاى عليه ايران گرفت و با حمله به جنوب ايران ، بوشهر و اهواز و خرمشهر را به تصرف خود درآورد . اين تحركات سرانجام با امضاى مصالحهاى بين ايران و انگلستان پايان يافت و از آن به بعد پسنشينىهاى پىدرپى دولت ايران در صحنههاى نظامى و سياسى موجب پيشرفت سريع نفوذ بريتانيا در ايران به ويژه در زمينه سياسى و اقتصادى گرديد ؛ چنان كه بعد از جنگ اخير ، دولت انگليس به بخش عمدهاى از اهداف اقتصادى خود در جنوب ايران جامه عمل پوشانده ، پس از داير كردن خطوط منظم كشتىرانى جهت انجام خدمات پستى بين هندوستان و ايران در 1279 ق / 1241 ش تصميم به تأسيس پستخانه در بنادر و سواحل جنوبى ايران گرفت . پيش از داير شدن دواير پستى بيگانه در جنوب كشور ، سفارت انگليس به منظور ارتباط دائم با انگلستان و هندوستان چندين نفر غلام چاپار سواره در اختيار داشت كه هر ماهه محمولات پستى سفارت را به شيراز و استانبول و از آنجا به لندن مىبرد و با داير شدن پست انگليس در جنوب ، مكاتبات سفارت مستقيما تحويل پستخانههاى انگليس ، و از آنجا به مقاصد موردنظر ارسال مىگرديد .
نخستين پستخانه بريتانيا در سال 1281 ق / 1243 ش زير نظر مستقيم اداره كل پستخانه هند - انگليس در محوطه نمايندگى مقيم واقع در بوشهر گشايش يافت . هرچند دولت ايران به داير شدن پستخانه جديد انگليس ، كه نشانه آشكار نقض حاكميت ايران از سوى بريتانيا بود ، به شدت اعتراض كرد و بارها خواستار برچيده شدن آن تأسيسات گرديد ولى تحت فشار سياسى و استدلال بىاساس آن دولت مبنى بر نبودن مؤسسات پستى قابل اطمينان در ايران ، از بسته شدن ادارات جديد التأسيس امتناع و در سالهاى بعد اقدام به تأسيس چند پستخانه در بندرعباس و بندر لنگه نمود . با پياده شدن تشكيلات جديد پستخانه و پذيرفته شدن پست ايران در اتحاديه جهانى پست در 1294 ق / 1256 ش دولت ايران بهطور رسمى به گشايش پستخانههاى انگليس و كاركردهاى آن اعتراض كرد و آن را با اساسنامه اتحاديه جهانى پست مغاير دانست اما كارى از پيش نبرد . با پا گرفتن تدريجى پستخانه انگليس در جنوب ايران ، دولت ايران نيز به تدريج دواير پستى خود را در صفحات جنوبى كشور تأسيس كرد . به نوشته فريدون عبدلىفرد ، اين عوامل از جمله عوامل محرك ناصر الدين شاه در ايجاد تغييرات و رفرمهاى ادارى ، به ويژه ايجاد تشكيلات پستى جديد و دستور تهيه تمبر پست به سبك اروپايى بود . ادارت پست انگليس در جنوب كشور تا سال 1301 ش داير بود . ( عبدلىفرد ، تاريخ پست در ايران . . . ، ص 36 ؛ كيا ، مرورى بر تاريخ پست ايران ، صص 298 - 296 ) .
( 3 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 53 - 5 - 33 - 1301 .
( 4 ) . روزنامه هحييم ، شم 14 ، ص 1 .
( 5 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 72 ، ص 2 .
( 6 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 6 / 45 تا 1 / 45 - 2 - 49 - 1301 .
( 7 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 61 - 1 - 53 - 1301 . نخستين بار قانون ثبت احوال را هيأت وزيران در جلسه 20 آذر 1297 به تصويب رسانده ، به دنبال آن اداره سجل احوال ايران با صدور اولين شناسنامه در 3 دىماه همان سال به وجود آمد و كار خود را در تهران آغاز كرد . حدود يك ماه بعد هيأت دولت به پيشنهاد نصرت الدوله ( وزير عدليه وقت ) تصويبنامهاى را از مجلس شوراى ملى گذراند كه از نيمه آذر 1298 براى گرفتن تعرفه انتخابات ، گذرنامه ، جواز حمل اسلحه ، اقامه دعوى و حواله پولى از اشخاص مطالبه سجل احوال شود . اين اداره سجل احوال زير نظر شهردارى تشكيل شده ، اوراق سجل احوال را هم كه گرفتن آن اختيارى بود ، در كلانتريها مىدادند ؛ هرچند از آن استقبال چندانى صورت نگرفت . به هر روى بعد از كودتاى سوم اسفند 1299 به دستور سيد ضياء الدين طباطبايى ( نخستوزير وقت ) سرشمارى سكنه تهران ، شهر رى و شميران آغاز و دفترى نيز در شهردارى با عنوان « احصائيه و نفوس شهر تهران » مهيا گرديد . در آن دفتر براى نام كوچك ، نام اشهر ، لقب ، سن ، تابعيت ، مذهب ، زادگاه ، همسر و فرزندان ستونهاى جداگانه تعبيه شده بود كه مأموران احصائيه با در دست داشتن آن اوراق در ساعات روز در خانهها را مىكوبيدند و با پرسش از سرپرست خانوادهها ، آنها را تكميل مىكردند . ادامه كار احصائيه از فروردين 1301 منتهى به گرفتن سجل احوال ( اوراق هويت يا شناسنامه ) گرديد كه زير نظر اداره نظميه ( شهربانى ) و تنها در تهران انجام شد . گرفتن ورقه سجل احوال همچنان اختيارى بود و مراجعهكنندگان هنگام دريافت آن نام و نام خانوادگى هم براى خود انتخاب مىكردند . از 1303 ش به بعد اداره كل سجل احوال تابع وزارت كشور گرديد ؛ و دفاتر آن در تهران و شهرستانها شروع به كار كردند . سال بعد دريافت ورقه سجل احوال همگانى و اجبارى گشته ، پس از تصويب قانون سربازگيرى ( نظام اجبارى ) هم براى فراخوانى سربازان از روش شناسنامهها اقدام شد . در 1306 ش گرفتن شناسنامه براى همه خانوارها اجبارى گرديد و اداره كل احصائيه و ثبت احوال به اداره آمار و ثبت احوال مبدل شده ، در خرداد 1307 نيز اين اداره از شهردارى منفك و به شكل مستقل كار خود را ادامه داد . در 1337 ش وظايف ادارههاى آمار و ثبت احوال باز از يكديگر تفكيك و قسمت آمار به سازمان برنامه و بودجه منتقل شده ، با نام « اداره آمار عمومى » فعاليت كرد . چند سال بعد بار ديگر هر دو اداره ، درهم ادغام شدند و تحت نظارت سازمان برنامه درآمدند . تا اينكه در تير 1355 قانون سازمان ثبت احوال كشور با شروع وظايف جديد تدوين و تصويب شد ، و سازمان فعاليت مستقل خود را رسما پى گرفت . شايان ذكر است در 1363 ش پارهاى اصلاحات در آن قانون انجام شد .
( 8 ) . مجموعه مقالههاى همايش . . . ، صص 230 و 231 . اين كار عملى مىشود و مأموران قشون رشت سه روز بعد به خانههاى نواب الملك ، سيد عبد الوهاب و محمد على خان امشهاى برادر كوچكتر ميرزا كريم خان رشتى رفته و آنان را دستگير كرده ، به مازندران فرستادند . ميرزا كريم خان رشتى هم كه قرار بود تبعيد شود ، از آنجا كه از طرفداران رضا خان به شمار مىرفت ظاهرا با اشاره رضا خان از تبعيد وى صرفنظر مىشود .