وى به مدت 5 سال به فراگيرى فقه و كلام و تفسير روى آورد و چندى در بابل نزد سعيد العلماء تكميل تحصيل نمود . پس از فوت سعيد العلماء مازندرانى به سوى عتبات عاليات روانه شد و در محضر درس ميرزا محمد حسن شيرازى حضور به هم رسانيد . وى پس از بهرهگيرى از استادان مختلف حوزههاى علميه عراق به درجهء اجتهاد نايل آمد و به درخواست مردم تهران به ايران مهاجرت كرد و در تهران به تدريس و ترويج دين اشتغال ورزيد . او در خيابان سيروس نزديك سرچشمه در مسجدى كه به نامش بود به نشر حقايق اسلامى ، معارف دينى و كتب مذهبى همت گماشت و چون در علوم معقول و منقول نبوغ خاصى داشت شاگردان برجستهاى را تربيت نمود ؛ از جمله شاگردان او مىتوان ميرزا ابو الحسن شعرانى و محمد تقى آملى را نام برد .
شيخ عبد النبى در كنار تدريس و بحث و رسيدگى به امور مردم ديدگاه سياسى وسيعى داشت . او از هواداران شيخ فضل اللّه نورى محسوب مىشد و خواستار مشروطه مشروعه بود . به همين سبب خانهاش از سوى مخالفان مورد حمله قرار گرفت و دچار گرفتاريها و سختى فراوان گرديد .
وى در بلواى جمهورى رضاخانى به طرفدارى از مدرس همراه با مردم و عدهاى از روحانيان كه به طرف مجلس شوراى ملى در حركت بودند ، حضور داشت . شيخ نورى سرانجام در 20 مرداد 1304 در تهران درگذشت و پس از تشييعى باشكوه كه با تعطيلى بازار تهران و اصناف همراه بود در حرم حضرت عبد العظيم حسنى ( ع ) در شهر رى مدفون گرديد ( رئيسى آتنى ، فرزانگان مازندران ، ج 1 ، صص 439 - 436 ؛ شريف رازى ، گنجينه دانشمندان ، ج 4 ، صص 588 - 587 ) .
هامش
( 8 ) . روزنامه شفق سرخ ، شم 69 ، ص 2 .
( 9 ) . ميرزا آقا اصفهانى مشهور به اسلامبولى ، نفتى ، فلسفى و ملقب به اعتماد الملك فرزند آقا خان اعتمادى در حدود 1286 ق به دنيا آمد .
تحصيلاتش را تا حد متوسطه به انجام رسانيد . منابع موجود اشاره مىكنند وى در حدود 1311 ق در تهران به نفتفروشى مشغول بوده و شهرتش نيز به « نفطى » بر همين اساس است . ميرزا آقا در 1313 ق به بادكوبه و اسلامبول مسافرت كرد و در اسلامبول مدتى شغل نوكرى داشت . او در نهايت به واسطه شراكت با آقاميرزا بزرگ معاون التجار پسر حاجى قاضى تهرانى به تجارت روى آورد و پس از مدتى ورشكست گرديد . در حدود 1318 ق به تهران بازگشت و پس از چند ماه اقامت در تهران بار ديگر به اسلامبول مراجعت نمود . او در سفر آخر مظفر الدين شاه به اروپا به عنوان مسئول ملاقات درباريها شاه را همراهى كرد . با بازگشت عين الدوله او نيز به تهران آمد و به تقاضاى عين الدوله ، قانونى براى دولت نوشت ولى بعدا به دليل مخالفتهايى كه از خود نشان داد توسط عين الدوله به همراه مجد الاسلام كرمانى و ميرزا حسن رشديه به كلات تبعيد شد . او بار ديگر توسط ارفع الدوله به تبريز تبعيد گرديد و چون با دوره اول مجلس شوراى ملى مقارن بود از تبريز به وكالت برگزيده شد . ميرزا آقا اصفهانى در تهران توسط « هيأت مديره انقلاب » به اتهام خيانت در موقع فتح تهران مدتى در حبس بود و بعد آزاد گرديد . او در تهران روزنامه عصر را منتشر ساخت و سرانجام به استخدام دولت درآمد . چندى هم رياست بلديهء تهران و معاونت حكومت يزد را برعهده گرفت . محمد صدر هاشمى مدعى است ميرزا آقا اصفهانى همان ميرزا آقاى فلسفى مدير روزنامه حيات جاويد و حيات است . روزنامه حيات جاويد در 1337 ق به مديريت و سردبيرى او در تهران تأسيس و نشر يافته است . در آن دوره به خاطر درج مقالات و مطالب انتقادى از وضع دولت و مجلس چند بار توقيف گرديده است . روزنامه حيات جاويد تا پايان 1300 ش به همين نام منتشر شده و پس از آن در حمل 1301 ش با عنوان حيات به فعاليت خود ادامه داده است . ( علوى ، رجال عصر مشروطيت ، ج 1 ، ص 25 ؛ صدر هاشمى ، تاريخ جرايد و مطبوعات ايران ، ج 1 ، صص 239 - 34 ) .
( 10 ) . هدايت اللّه داورى فرزند ميرزا عبد الجواد در حدود 1317 قمرى در روستاى زرگرآباد دامغان به دنيا آمد . تحصيلات وى ابتدا در حوزه علميه دامغان و سپس در مدرسه ناظميه ادامه يافت و در اين دوران با علىاصغر كشاورز و حبيب يغمايى همدرس بود . داورى پس از فراغت از تحصيل به سال 1300 ش بر اثر حوادثى ، ناچار به ترك دامغان و سكونت در تهران گرديد و به مقالهنويسى و خبرنگارى علاقهمند شد . مدتى با فلسفى مدير روزنامه حيات جاويد همكارى داشت و به سردبيرى آن روزنامه رسيد .
مدتى هم روزنامه شعله را به صاحب امتيازى م . ى . تهرانىزاده اداره مىكرد . در شهريور 1302 به سمت شهردارى دامغان منصوب شد و چندى بعد در تشكيلات نوين قضايى به دادگسترى رفت و در شاهرود ، گرگان و مدتى نيز در سبزوار به كار اشتغال داشت و پس از آن هم به وكالت دادگسترى پرداخت . داورى در دوران نخستوزيرى مصدق مدير روزنامه دهقانان بود و در ابتداى همين ايام ( ارديبهشت 1330 ) امتياز روزنامه انتقام را گرفت . او در نويسندگى و شاعرى توانا بود . داورى در دوم بهمن 1349 در تهران درگذشت و در امامزاده عبد اللّه شهر رى به خاك سپرده شد . ( نجاتى ، رحمت اللّه ، « داورى ، كشاورز . . . » ، صص 397 - 394 ؛ طاهريا ، دامغان ششهزار ساله ، صص 192 - 191 ) .
( 11 ) . همانجا .
( 12 ) . روزنامه حيات ، شم 8 ، ص 1 . بازجوى دو روزنامهنگار دستگير شده ، كفيل اركان حرب كل قشون بود . او در گزارشى كه پس از بازجويى براى رضا خان فرستاد نتيجه تفتيش خود را چنين عنوان كرد كه « اساسا مقاله ناشى افكار مديرمسئول هدايت اللّه بوده و صاحبامتياز هم در آن شركت داشته است . . . اعضاء محكمه متفقا بر اين عقيده هستند كه اين دو نفر محكوم و مقصرند ، ليكن مديرمسئول هدايت اللّه تقصيراتش زيادتر و مسئول مستقيم اين سرمقاله است و بايد هر دو مجازات و سياست شوند .
رأى محكمه بر اين است روزنامه و امتياز آنها توقيف و به اسم ديگرى هم حق روزنامهنگارى نداشته ، ثانيا مديرمسئول هدايت اللّه دويست ضربه شلاق و شش ماه حبس و صاحب امتياز فلسفى پنجاه ضربه شلاق و شش ماه حبس شوند . » در پايان اين گزارش از تقاضاى بخشش هر دو نفر ياد شده « محكمه اجراى مجازات آنها را منوط به امر مبارك مىنمايد . » در حاشيه اين نگاشته از قول رضا خان وزير جنگ آمده است كه « فرمودند فعلا حبس باشند . » هدايت اللّه داورى چندى پيش با فرخى مدير روزنامه طوفان در شمار تحصنكنندگان سفارت شوروى بود . فلسفى هم در همان زمان در حضرت عبد العظيم ( ع ) تحصن اختيار كرده بود . ( اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، س 1301 ، سند شم 3705 ) .
( 13 ) . سازمان اسناد ملى ايران ، سند شم 293001553 ، آرشيو ، 108 ظ 2 ب آ ا ، شم ميكروفيلم 00100160 .
( 14 ) . روزنامه اقدام ، شم 76 ، ص 3 .