تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
وابسته عراق ايراد گرديد « و تلگرافاتى هم به ملك فيصل و كميسر عالى و عده‌اى از علماى كاظمين مخابره و چهار مطلب ذيل را جدا خواستار شدند : 1 - تغيير كابينه به واسطه سلب اطمينان ملت از وزراء حاليه ؛ 2 - لغو معاهده كه امضاء شده است ؛ 3 - لغو وصايت قبول مستشاران انگليسى و اين‌كه انگليسها بايد اين مسئله را رسما اعلان كنند ؛ 4 - عدم تشكيل مجلس شوراى ملى با حالت حاضره . » اين خبر را منتخب الدوله كنسول ايران در بغداد به وزارت امور خارجه فرستاد و در توضيحى از مخالفتهاى روحانيان نجف اشرف با دولت عراق و اشغالگران انگليس نوشت كه پس از معاهده محرمانه‌اى كه دولت عراق با انگليس امضا كرد حزب « احرار » يا « حزب نجات العراق » كه اغلب اعضاى آن را روحانيان تشكيل مىدهند ، پديد آمد . يكى از اقدامات اين حزب برپايى گردهم‌آيىهايى عليه معاهده محرمانه ياد شده وصايت انگليس بر عراق است كه براى نمونه جلسه مسجد هندى از آن جمله است . و افزود تهديدات ديگرى هم از « ابو صخير » از توابع نجف كه در شورش دو سال پيش پيش قدم بود به ملك فيصل و كميسر عالى شده و به شدت اخطار كرده‌اند كه اگر تقاضاهاى ما پذيرفته نشود مجبور به قيام همچون دو سال پيش خواهيم شد . 8
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1187 ، ص 4 . ( 2 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 5 ، ص 46 . ( 3 ) . همان ، پ 5 ، ص 77 . ( 4 ) . همان ، پ 5 ، ص 78 . ( 5 ) . على اكبر درخشانى در 1274 ش متولد شد . پدرش علينقى خان كنگرلو از نظاميان و صاحب‌منصبان مهاجرين قفقاز در بريگاد قزاق بود . او در تهران به دنيا آمد . تحصيلاتش را در مدرسه نظامى اطفال صاحب‌منصبان بريگاد قزاق و مدرسه افسرى ژاندارمرى به انجام رساند . در 1297 ش ، از ژاندارمرى استعفا كرد و به ديويزيون قزاق درآمده ، طبق قوانين ديويزيون قزاق با دو درجه تنزل رتبه به مأموريت گيلان فرستاده شد و چندى با نيروهاى ميرزا كوچك خان جنگلى به زدوخورد پرداخت . از همين‌رو پس از سه سال از نايب سومى به نايب سرهنگى ارتقا يافت و فرماندهى قواى گيلان را عهده‌دار گرديد . متعاقب آن فرماندهى قشون مازندران ، فرماندهى فوج سپهبان اصفهان را نيز به عهده گرفت . سپس مأمور لرستان شد و در 1309 ش با سمت حاكم و فرمانده پشتكوه و كبيركوه مشغول خدمت شد ، اما پس از 6 سال به اتهام اخاذى از اهالى آن حدود ، منتظر خدمت گرديد . وى در شهريور 1319 كه از آن اتهام تبرئه شد ، به سمت رياست بازرسى كل املاك اختصاصى ساحلى رضا شاه تعيين و در اسفند همان سال از سمت مزبور بر كنار و به حكومت گرگان و بازرسى املاك اختصاصى گرگان ، علىآباد و گنبدكاووس گمارده شد . اما در اين سمت هم چندان دوام نياورد و يك ماه بعد به تهران بازگشت . در خرداد 1322 به سمت معاونت فرماندهى لشكر 3 آذربايجان انتقال يافت . اما چند ماه بعد از آن سمت كناره‌گيرى و به تهران برگشت و در شمار منتظرين خدمت قرار گرفت . در 1323 ش براى سركوب اكراد ياغى به رضائيه ( اروميه ) رفت و علاوه بر آن ، استاندارى آذربايجان غربى و فرماندهى پادگان رضائيه را نيز برعهده گرفت . درخشانى توانست تا حدود زيادى امنيت را به آن ناحيه بازگرداند ، پس تلاش‌هايش مورد توجه ستاد ارتش واقع شد و از آبان‌ماه همان سال ( 1323 ش ) ضمن حفظ سمت استاندارى رضائيه ، فرماندهى لشكر 3 آذربايجان را نيز عهده‌دار شد . اقدامات و فعاليت‌هاى درخشانى در تبريز مبنى بر مبارزه پيگير با حزب توده و جلوگيرى از دخالت فرمانده سپاه شوروى در امور لشكرى و كشورى آذربايجان ، از اول فروردين 1324 موجب ترفيع درجه او به سرتيپى گرديد . در اين زمان به دليل استقرار نيروهاى نظامى شوروى در استان آذربايجان و دخالت آنان در امور كشور و از طرف ديگر تشكيل حزب دموكرات آذربايجان به رهبرى سيد جعفر پيشه‌ورى ، و برخوردارى آنان از حمايت روسها ، تقاضاى اعزام نيروى كمكى از مركز كرد ؛ اما مقامات شوروى از ورود نيروهاى كمكى به آذربايجان جلوگيرى كرده ، طولى نكشيد درخشانى پادگان تبريز را منحل و با كليهء اسلحه تحويل دولت پيشه‌ورى داد و خود عازم تهران شد ؛ در همان روز ورود به تهران ( 28 آذر 1324 ) دستگير و در باشگاه افسران زندانى شد . درخشانى با رأى دادگاه تجديدنظر به 15 سال زندان محكوم شد كه پس از تحمل چند سال از آن آزاد گرديد . او در 7 فروردين 1357 ، توسط ساواك به اتهام جاسوسى براى شوروى بازداشت گرديد و همان شب در زندان اوين به دليل سكته قلبى درگذشت . ( درخشانى ، خاطرات سرتيپ على اكبر درخشانى ، از . . . ، صفحات متعدد ؛ عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 2 ، صص 667 تا 669 ) . ( 6 ) . درخشانى ، خاطرات سرتيپ على اكبر درخشانى از . . . ، صص 127 و 128 . ( 7 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 19 - 5 - 43 - 1301 . ( 8 ) . همان ، 77 - 2 - 16 - 1301 . دولت عراق در 25 ژوئن 1922 / 2 مرداد 1301 موافقت اصولى خود را با معاهده‌اى كه قيمومت انگليس بر عراق را تأييد مىكرد اعلام كرده بود . ( الرهيمى ، تاريخ حركت اسلامى در عراق ، ص 251 ) .