سرهنگ وستداهل در 11 آوريل 1916 جهت گذراندن مرخصى خود به سوئد نمود بيورلينگ را به جانشينى موقت خود انتخاب نمود . ( نظم و نظميه در دوره قاجاريه ، ص 189 ؛ سوئدىها در ايران ، ص 227 - 235 ) .
هامش
( 7 ) . البته در منابع ديگر آمارهاى متفاوتى آمده است از جمله اينكه : دو پاسبان در كلانترىها به قتل رسيدند و هفت تن مجروح شدند كه آنها هم به تدريج مردند . اما در تاريخ 24 / 2 / 1300 در جلسه هيئت دولت تصويب شد كه به سه نفر از آژانهايى كه در سوم اسفندماه كشته شده بودند مقررى ماهانه پرداخت شود . ( اسناد تاريخ معاصر ، شم 4786 - ن ) .
( 8 ) . اسناد وزارت خارجه فرانسه ، مجلد 17 ، سرىE، ص 94 - 96 .
( 9 ) . تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران ، ص 86 .
( 10 ) . اسناد وزارت خارجه فرانسه ، مجلد 17 ، ص 53 .
( 11 ) . بست و بستنشينى : پناه بردن به مكانهايى معين ، محترم و غالبا مقدس و مصون از تعرض و عمل پناه بردن به آنها . معمولا افراد مجرم يا مغضوب يا مظلوم ( براى احقاق حقشان ) به آن مكانها پناه مىبردند ( دانشنامه جهان اسلام ، ج 3 ، ص 395 - 399 ) .
( 12 ) . اسناد وزارت خارجه فرانسه ، مجلد 17 ، سرىE، ص 94 - 96 .
( 13 ) . اسناد وزارت خارجه فرانسه مجلد 17 ، ص 51 و تاريخ معاصر ايران ، شم 19 و 20 ، س 1380 ، ص 70 .
( 14 ) . كلنل كاظم خان سياح ، در سال 1274 متولد شد . در شانزده سالگى براى تحصيل در قسمت نظام وارد مىشود و به خلاف نظر پدرش كه اصرار مىكرد در پزشكى تحصيل كند ، نظامى شد وى بعدها جزو كميته آهن شد .
كاظم خان آجودان سابق كلنل « اسمايس » بود . وى از افسران محورى كودتاى سوم اسفند 1299 و از جمله همقسمشدگان با رضا خان ميرپنج بود و پس از كودتا حكومتنظامى تهران بر عهده او بود . مدتى نيز رياست ستاد مشترك را عهدهدار گرديد . مىتوان گفت كه ستاره اقبال او با سقوط كابينه سيد ضياء اقول كرد ، بهطورى كه ، به همراه سيد ضياء معزول از ايران خارج شد و در برلين به همكارى با افرادى نظير پورداوود و جمالزاده پرداخت .
بعدها سرپرستى هنرستان صنعتى اصفهان را ( در سالهاى پيش از شهريور 1320 ) به عهده داشت . در سال 1315 به جرم انتقاد از ديكتاتورى رضا خان زندانى شد . در كابينه محمد على فروغى بعد از شهريور 1320 رئيس اداره صنايع اصفهان بود كه « هژير » وزير بازرگانى و پيشه و هنر او را به تهران فراخواند و او را به رياست كارخانه گليسيرين و صابون منصوب كرد . وى پس از شهريور 1320 ، مجدا به همكارى با سيد ضياء در حزب اراده ملى روى آورد . سرانجام سياح در سال 1349 ش درگذشت . ( تاريخ بيست ساله ، ج 1 ، ص 189 و 203 ؛ يادها و يادبودها ، ص الف و ب ؛ مجله بديع ، شم 4 ، س 1328 ، ص 13 ؛ تاريخ مختصر احزاب سياسى ، ج 1 ، ص 83 ؛ روزنامه خاطرات عين السلطنه ، ج 8 ، ص 5989 ؛ توفان در ايران ، ص 850 ) .
( 15 ) . اسناد وزارت خارجه فرانسه ، مجلد 17 سرىE، ص 94 - 96 .
( 16 ) . علاوهبر زندان قزاقخانه ، زندانهاى شهربانى ، باغ سردار اعتماد ، باغ مجيديه ( نزديك قصر قاجار ) ، شريفآباد قزوين ، عشرتآباد ، مباركآباد ( نزديك سلطنتآباد ) و باغ سپهسالار بيرون دروازه شميران و فرمانيه ، دزاشيب شميران و كاشان و قم وجود داشتند كه زندانيان در آن مكانها زندانى و تبعيد شدند . ( تاريخ بيست ساله ايران ، ج 1 ، ص 236 - 239 ) .
( 17 ) . همان ، ج 1 ، ص 237 .
( 18 ) . خاطرات و سفرنامه ، ص 211 - 210 .
( 19 ) . ميوههاى دار ، ج 2 ، ص 932 .
( 20 ) . خاطرات و تالمات مصدق ، ص 126 .
( 21 ) . تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران ، ج 1 ، ص 89 .
( 22 ) . روزنامه ايران ، 3 / 12 / 1299 ، ص 1 .
( 23 ) . در كتاب رضا شاه اثر رضا نيازمند ، در صفحه 468 درباره صدور « اعلان حكم مىكنم » آمده است كه صدور اين اعلان در دو روز متوالى و دوبار به طور جداگانه بوده است كه يكى مربوط به سوم اسفند و ديگرى مربوط به چهارم اسفند مىباشد . منبع اين مطلب كتاب « شرح زندگانى من » معرفى شده است . ولى چنين مطلبى در آن منبع وجود ندارد ضمن آنكه در جلد 3 « شرح زندگانى من » صفحه 214 به اشتباه تاريخ اين اعلان 14 جمادى الثانى 1339 آورده شده است . ( م ) .
( 24 ) . اسناد ملى ايران ، شم ت 293001477 .
( 25 ) . با وجود اينكه برگزارى اجتماعات ممنوع اعلام شده بود ولى در صورتى كه ، از حكومتنظامى مجوز اخذ مىشد ، برگزارى اجتماعات ميسر بود . سيد محمد طباطبائى در تاريخ 18 ديماه همان سال فوت كرده بود و به نظر مىرسد مجلس ترحيم مذكور ، از جمله مجالس بزرگداشت چهلم ايشان بوده است . ( م ) .
( 26 ) . روزنامه ايران ، 3 / 12 / 1299 ، ص 1 .
( 27 ) . همان .
( 28 ) . تلگراف كارگزارى اصفهان به وزارت خارجه ، 4 / 12 / 1299 ، اسناد وزارت خارجه ، س 1339 ق ، ك 46 ، پ 5 ، ص 41 .
( 29 ) . همان .
( 30 ) . روزنامه ايران ، 3 / 12 / 1299 ، ص 2 .
( 31 ) . ميوههاىدار ، ج 2 ، ص 933 .