دوهزار زرع در دوهزار زرع ، عرصهء آن است . و در وسط آن رواق بلند طاقى مانند گنبد سپهر مينافام ، پرنقش و نگار و درارى و اجرام . از چهار جانبش چهار تالار با ستونهاى محكم مستدام و در وسط آن حوض مثمن از سنگ رخام با حجرات و غرفهها و قصرها و زاويههاى فوقانيه و تحتانيهء تودرتوى دلگشا و همه ، منقش و مصور و مزين به طلاى ناب كانى و لاجورد بدخشانى و آيينههاى صافى و روحانى جانفزا . و از جانب شرقى و غربى آن دو درياچهء پرآب مروق درخور زروق و پيرامون آن جدول آب جارى .
از جانب جنوبى و شمالى آن دو حوض از سنگ رخام با آبافشان ، با كمال خوشگوارى . و از آن به فاصلهء دويست قدم ، عمارتى مسمى به گلدسته ، همهء آن از سنگ و آجر [ و ] كاشى رنگين و چوب صنوبر و شمشاد و چنار جوهردار و سقفش قبهء سرتيز دلآويز و دامنهاش فراخ و از اطرافش ستونها از چوب عظيم و عود عطرآميز و در وسطش حوض مثمن رخام فوقانى . به دور حوض ، جدول پرفواره به جهت آبافشانى و آبافشان به نقش سينهباز و از جانب زير ، به دورش نشيمنهاى دلنشين روحانى و به دورش نيز از جانب زير ، چهار حوض متصل به جدول آب پرفواره و از جانب فوق آن طارم به گردش كشيده و در حقيقت از نقش و نگار و آيينههاى بسيار ، مانند آسمان پرستاره .
بر اطراف چهار خيابانش چنار و صنوبر و سفيدار « 1 » و عرعر و به جوانبش گلزارهاى پرگل و لاله و ريحان سبزه و سهبرگه « 2 » كه در فصول اربعه ، در هر فصلى گلها و لالههاى رنگارنگ و رياحين پرعطر و بوى مناسب آن فصل ، بىدرنگ ، آراسته و پيراسته و به دور از گلزارها ، اشجار شكوفهآور با ثمرات گوناگون بسيار ، كهنه و نوخواسته و درگاهش وسيع ، به اجناب عالى و سردرش با منظرهء رفيعه ، با ملحقات و
هامش
( 1 ) - همان درخت سپيدار .
( 2 ) - نام گل شبدر ، يونجه .