جارى و احكامش در اطراف تو اكناف گيتى ، نافذ و سارى بود . مدت سى سال و كسرى « 1 » ، به دولت و اقبال و عزت و جلال ، به عيش و عشرت و خرمى و شادمانى و سور و سرور و نشاط و كامرانى بر اهل ايران ، به خوبى و دلخواهى ، سلطانى نمود و ابواب فراغت و راحت و استراحت و رفاهيت و سرور و بشاشت و كامكارى و و حساب و احتساب بر روى جهانيان گشود . و قاطبهء ممالك ايران ، يعنى كابل و قندهار و هرات و بلخ و همهء خراسان و مرو و كرمان و بلوچستان و سيستان و زابلستان و نيمروز و فارس ، با جميع توابع و بنادر و بحرين و قطيف و لحسا « 2 » و دار السلطنهء اصفاهان ، مع توابع و دار الملك رى و تهران و خار « 3 » و ورامين ، مع توابع و طبرستان و دار المرز مازندران و گيلان و گرگان ، مع توابع و همدان ، مع توابع و كرمانشاهان ، مع توابع و بروجرد ، مع توابع و قلمرو على شكر و آذربايجان ، مع توابع و شيروانات ، مع توابع و داغستان و قراداغ و قراباغ « 4 » ، مع توابع و گرجستان و تفليس و ارمنيّه « 5 » ، مع توابع و لرستان ، مع توابع و كردستان ، مع توابع و خوزستان ، مع توابع و عربستان ، مع توابع و مسقط ، مع توابع ، خلاصهء كلام ، آنكه همهء ايران و اطراف و اكناف و حدودش در تصرف كارگذارانش بود .
از هندوستان و سند و حبشه و زنگبار « 6 » و روم و تركستان و بخارا و سمرقند و شهر سبز و تاشكنت « 7 » و فوقان و قرشى « 8 » و خجند « 9 » و ارگنج « 10 » و ابر خان و
هامش
( 1 ) - اصل : كثرى .
( 2 ) - هرسه از جزاير واقع در خليج فارس .
( 3 ) - از نواحى رى .
( 4 ) - هرسه ، واقع در حدود قفقازيه .
( 5 ) - همان ارمنستان .
( 6 ) - ناحيهاى در آفريقاى شرقى ، در كنار اقيانوس هند .
( 7 ) - همان تاشكند ، در ازبكستان .
( 8 ) - همان شهر نخشب .
( 9 ) - در ماوراء النهر ، كنار سيحون .
( 10 ) - اصل : اركنج . همان جرجانيه ، در ماوراء النهر .