از آن گفته شده بود ، تازگىهايى داشته باشد . دستوپا زدن مؤلف براى توجيه رابطه سلطنت و امامت و مهدويت به روشنى آشكار است ، اما تلاش وى براى تطبيق نيز جالبتوجه و با استفاده از اهرمهايى است كه برخى از آنها در فضاى استيصال يا حتى ايدههاى تأويل گرايانه ممكن است طرح شود . وى راه استدلالهاى فقهى را در پيش نگرفته و تلاش چندانى هم براى استفاده از آراء ايرانشهرى در باب سلطنت ، نظير آنچه محقق سبزوارى در روضةالانوار پيموده ، ندارد ، امّا به عكس تلاش مىكند از روايات ملاحم و فتن براى مشروع نشان دادن سلطنت صفوى استفاده كرده و مشروعيت و حتميت آن را بهعنوان امرى كه از روايات مذكور بهعنوان نوعى غيبگويى به دست مىآيد ، ثابت كند .
زمستان 1387
رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى ) — صفحة 12
مساهمون: محمد يوسف ناجى
ص١٢