از « سيدك » آية اللّه بهبهانى بود كه ركن ركين مشروطيت ايران بهشمار مىآمد .
هنوز سر و صدائى نشده بود كه ميرزا آقاى نفتى ، پس از عزل ميرزا محمود - خان احتشام السلطنه از رياست مجلس ، از ايران خارج شده به لندن رفت . براون كه از همهجا بىخبر بود وى را مردى مشروطهخواه و آزادىطلب دانسته وجودش را مغتنم شمرد و تا آنجاكه توانست وى را با مجامع و كلوپها آشنا و به آنها معرفى نمود و بدينترتيب اين عضو مجلس ملى ايران با كليهء رجال سياسى و مجامع رسمى انگليس آشنا شد .
تا اينكه جريان بمباران پيش آمد و براون كه از اين حادثه سخت متأثر شده بود در يكى از روزنامهها شرحى مؤثر نوشت و از ايرانيان حمايت كرد .
اما فرداى آن روز ، بر خلاف انتظار مقالهاى به امضاى ميرزا آقاى اصفهانى منتشر شد كه نسبت به آزاديخواهان ايران و وكلاى مجلس اول هتاكى كرده و محمد على شاه را در اقدام به توپ بستن مجلس محق دانسته و از اقبال السلطنهء ماكوئى حمايت كرده و به علماى نجف و حاميان مشروطه بد گفته بود .
براون بىنهايت از اين واقعه متعجب و متحير شد و مقالهء ديگرى در جواب وى نوشت : نمايندهء حقناشناس ايران هم هتاكى را به حد اعلى رسانده نوشت كه شما كه اظهار عدم مداخله در امور ايران مىكنيد پس چرا از اينگونه مقالات مى - نويسيد كه خود مداخله در امور ايران است .
پس از بمباران ، اولين كسى از مشروطهطلبان كه به لندن رسيد ميرزا غفار خان قزوينى بود كه براون عكس او را در كتاب « انقلاب ايران » خود آورده سپس .
ساير تبعيدشدگان ايرانى به اروپا رسيدند . سيد حسن تقىزاده و ميرزا محمد على - خان تربيت و آقاى حسين آقا ( پرويز صاحب كتابخانه طهران ) به پاريس آمدند و قبل از ايشان حاج ميرزا آقاى فرشى وكيل ديگر تبريز و ميرزا ابو الحسن خان معاضد السلطنه نائينى ( از بنى اعمام ميرزا نصر الله خان مشير الدوله ) و عدهاى ديگر از
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٩٤