رياست جنابان امير معزز و سالار جنگ است با جناب اجل آقاى امير افخم است
تمام رؤسا و سركردگان و فرماندهان كلا در تحت امر و فرمان حضرت مستطاب اشرف امجد و الا بندگان شاهزاده عين الدوله فرمانروى كل مملكت آذر - بايجان دامت شوكته باشد .
به موجب خبر تلگرافى جناب اقبال السلطنه ماكوئى سه اردو حركت داده است كه يكى به خوى و ديگرى به مرند و سومى به صوفيان رسيده است و سردارى آنها با جناب سالار مكرم و ايلخا است .
اين سركردگان هريك به تدريج با سپاهيان خود به باسمنج وارد شدند . »
حاجى صمد خان شجاع الدوله در تاريخ 10 ذيقعده به دستور محمد على شاه با سرعت از تهران به باسمنج رسيد و پس از ملاقات با عين الدوله وارد مراغه شد در آنجا سرباز و سوار گرد آورد و فجايعى مرتكب شد كه به پارهاى از آنها براى معرفى اين مرد سفاك و خونريز اشاره خواهيم كرد .
سپاهيان محمد على شاه داراى اسلحه و مهمات كافى بودند . تفنگها و فشنگهائى كه چهار سال قبل مظفر الدين شاه ، در آخرين سفر خود به اروپا ، به كارخانجات فرانسه سفارش داده بود در اين مرقع به تهران رسيده بود و اين تفنگها كه موسوم به ( لوبل ) بود ، در اين موقع به تهران رسيده بود كه در تبريز آن را سهتير مىخواندند و سپاهيان محمد على شاه با اين تفنگها و با تفنگ پنج تير مجهز بودند .
قزاقها هم علاوهبر تفنگ داراى چند مسلسل كه آن روز شصتتير مى - ناميدند بودند .
اسلحهء مجاهدين هم نسبت به پيش بهتر شده بود و از راه قفقاز مقدار زيادى تفنگ و فشنگ و طپانچه براى آنها رسيده بود و امتيازى كه مجاهدين داشتند اينكه داراى بمب و نارنجك هم بودند و بمباندازان ماهر گرجى و قفقازى و ارمنى در ميان
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٨٤