در بستن راه جلفا كه راه بازرگانى ميان اروپا و آذربايجان بود اشكال بزرگى در امر تجارت و زندگانى مردم تبريز ايجاد كرده و باعث شده بود كه قند و شكر و كبريت و نفت در شهر ناياب شود و اسلحه و مهمات كه از راه جلفا براى مجاهدين مىرسيد نرسد . اين وضع سبب شد كه مشروطهخواهان تبريز فكرى براى از بين بردن شجاع نظام و ختم غائلهء او نمايند .
در تبريز ، در محلهء دوچى ، سيدى مالدار و توانگر زندگى مىكرد كه نام او سيف السادات بود و اين مرد از دوستان نزديك شجاع نظام بود . در ميدان جنگهاى تبريز ، مهر سيف السادات به دست مجاهدى به نام حسن افتاده بود . حسن مهر را نزد حيدر عمواغلى ، كه پس از بمباران مجلس به قفقاز گريخته و از آنجا به تبريز آمده بود ، برد .
حيدر عمواغلى همينكه مهر سيد را ديد فكرى به خاطرش رسيد كه از آن راه شر شجاع نظام را از سر مردم آذربايجان بكند .
وى با كمك گرجيان بمبساز كه از قفقاز به يارى مجاهدين تبريز آمده بودند بمبى ساخت و آن بمب را در جعبهاى تعبيه و نصب كرد و نامهاى از قول سيف - السادات براى شجاع نظام نوشت .
ميرزا اسمعيل خان نوبرى تعهد كرده بود كه جعبه را با نامه به پستخانه برساند و به هروسيله كه شده كارى كند كه آن نامه و جعبه به دست شجاع نظام برسد .
نامه و جعبه را به وسيلهء چاپار پست براى شجاع نظام فرستادند . شجاع - نظام آن روز در خارج شهر در ميان افراد و نوكران خود بود . وى هنگام غروب به شهر و خانهء خود بازگرديد . حاج ميرزا محمود خان رئيس پست كه با شجاع - نظام خويشاوندى هم داشت ، به اتفاق هادى صابر فرزند خود ، بى خبر از اينكه در جعبه چيست ، نامه و جعبه را برداشته همان شبانه نزد شجاع نظام برد . بهطورىكه هادى صابر براى سيد احمد كسروى نوشته و او در تاريخ خود ياد كرده است وقتى
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٨٠