در ماه ذى الحجه 1327 واقعهاى روى نمود كه به كلى بين دو جناح اعتدالى و افراطى مجلس جدائى انداخت و آن قضيهء كشته شدن دو نفر اسمعيلى بود به - دست آخوند متعصب و طماعى به نام حاجى محمد باقر دررودى .
شرح اين قضيه بهطور مختصر اين بود كه چند نفر از آخوندهاى طماع به اموال و موقوفات يكى دو نفر از اسماعيليان چشم دوخته بودند . محرك آن قضيه ملا عبد الكريم نامى بود كه خود سابقا اسماعيلى بوده و بعد به مذهب تشيع درآمده بود . وى به يكى از مجتهدين كوچك مشهد ، به نام معين الغربا ، راهنمائى شيطنتآميزى كرد كه چگونه نسبت به املاك اسماعيليان دست تصرف دراز كند . معين الغرباء و افرادش نيز دو نفر تاجر اسماعيلى ، ملا سليمان و ملا حسين على ، را در دهى در پنج فرسخى نيشابور احضار كرده ، با حضور حاجى محمد باقر و حاكم دررود ، دو تاجر بيچاره را به سختى شكنجه داد و بعد هم مسجدشان را خراب كرد و در دهى ديگر هم همينگونه بلا بر سر اسماعيليان بيچاره آورد .
چون اين خبر به ميجر سايكس سركنسول انگليس در مشهد رسيد به فوريت كاغذى از آقازادهء خراسانى ( پسر آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ) گرفته فرستاده خود نيز به سختى به خازن الملك اعتراض كرد .
حكومت نيشابور هم وضع خاصى داشت . شاهزاده نير الدوله ، هروقت كه از حكومت خراسان معزول مىشد ، به وسائل مختلف به منظور حفظ املاكى كه در آن ناحيه داشت نيشابور را از حوزهء خراسان مجزا مىنمود و حاكمى از جانب خود بدانجا مىفرستاد . اين حاكم هم خازن الملك ( داماد نير الدوله پدرزن عبد الحسين خان تيمورتاش ) بود . خازن الملك به سايكس جواب داد كه كار فيصله يافته . ولى پس از چندى ، حاج ملا محمد باقر دررودى و حاكم دررود نيشابور ملا سليمان و ملا - حسينعلى را به دررود برده محكوم به قتل نمودند و از خازن الملك تقاضا كردند كه ميرغضب خود را براى كشتن آنها بفرستد . ولى وى از اين كار امتناع كرده گفت مير -
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص١٦٠