سويس برود .
اما اينكه چرا در لندن روزنامه را منتشر نكردند شايد غير از علتى كه در سطور گذشته نوشته شد ، عدم اطمينانى بود كه آزاديخواهان ايران به دولت انگلستان داشتند . از مكتوبى كه معاضد السلطنه نوشته و متن آن در دست است اين مطلب به خوبى واضح مىشود . ادوارد براون سعى داشت در اينكه مركز روزنامه در لندن باشد و حتى در مكتوبى كه بعد از انتشار صور اسرافيل به معاضد السلطنه فرستاده نوشته بود كه :
« حقيقة جاى افسوس است كه مركز صور اسرافيل را در اينجا قرار ندادند كه اينجا هم آزادى هست و اهميتش هم بيشتر از سويس است كه حالا ما به كلى محروم ماندهايم و كسى نيست كه در صورت احتياج بتوانيم از او استشاره كنيم . . . .
مىدانيد كه بودن جناب عالى و جناب سيد تقىزاده در مجلسهاى اينجا چقدر تقويت مىكرد . ديگر جنابعالى بهتر مىدانيد . ولى به نظر مخلص ، قرار دادن مركز در ايوردون جاى تأسف است مگر در صورتى كه اينجا هم شخصى باكفايت شايستهء اعتماد مقيم باشد .
« حالا ميدان از براى ميرزا آقاى اصفهانى خالى مانده است . اگرچه ، در ملامتنامهاى كه اخيرا به مخلص نوشت گويا خيال داشت به پاريس برود . خواهش دارم سلام مخلص را به جميع اشخاص وطنپرست كه در ايوردن تشريف دارند برسانيد . . . »
با اين اصرار پروفسور براون ، معاضد السلطنه ايوردون را ترجيح داد . چه از دولت انگلستان طنين بود . اينست احساسات وى راجع به ايران و عقيدهء وى راجع به دولت انگلستان در مكتوبى كه به تاريخ 6 شهر ربيع الاول به رفقاى خود در ايوردن نوشته است . « 1 »
هامش
( 1 ) -Hotel de Ia Prairie