تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
ناطق به خبر « انا خالق السموات و الارض » مىگردند كه نوريان مرنوريان را جاذبند و علم بر بام لاهوت و قدم بر بساط ناسوت مىگذارند ، و آنان كه مالك ملك احساس و سالك سبيل و هم و قياس هستند در مركز سفلى سير عالم شهود و ضايعات نامعدود مىنمايند كه ناريان مرناريان را طالبند . درين مرتبه قدم از بساط : و فرشنا الارض بساطا ، برتر مىگذارند و به مهندس تماشاى ابنيه و اوديه « 1 » خود را مشغول و خرسند داشته‌اند .
كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
« 2 »
.

[ حركت از اصفهان ]

خاصه كه حسب الفرمان واجب لاذعان اولوا الامرى مقتدر و صاحب شوكتى « 3 » مشتهر اعنى پادشاه جمجاه اسلام‌پناه ، كيوان بارگاه فلك خرگاه ملك سپاه معدلت درگاه عرش پايگاه ، خاقان الخواقين و سلطان الارضين ، قهرمان الماء و الطين السلطان بن السلطان و الخاقان بن - الخاقان محمد شاه الغازى روحنا و روح العالمين فداه خلد اللّه ملكه ، مادام السماء رفعت و الجبال نصبت و الارض سطحت ، از دار السلطنه اصفهان به تاريخ بيست و هشتم شهر جمادى الاول مطابق سيچقان - ئيل 1256 حركت و روانه قريهء « سيچه » من محال دار السلطنه مذكور كه از آنجا الى اصل سواد اعظم مساوى چهار فرسنگ تمام است شده و آن روز را در آنجا متوقف ، و آنچه به نظر رسيد مسافت فيما بين قريهء مذكور و عقبه مشهور به « ارچين » يك فرسنگ تمام و قريب به چمن « مرق » اصفهانك است و در آن صحرا كوهى است مشهور به كوه
هامش
( 1 ) . اوديه : جمع وادى ، بيابانها ، صحراها . ( 2 ) . آيهء 32 ، سورهء روم . ( 3 ) . شوكت ( نسخهء مجلس ) .