عمارات و بازارها بهتر از بندر ابوشهر و بندرعباس و ساير بنادر كه سياحت شد مىباشد .
از همه طرف تجّار معتبر براى تجارت مرواريد در بندر مزبور لنگر انداخته ، ماليات ديوانى و گمرك آنجا در كتابچهء ديوانى يازده هزار و پانصد تومان بود .
چون شيخ يوسف مردود خيلى بدنفس و شرير است و دستور العمل چاكران اين بود كه امسال با مردم بنادر به مدارا رفتار نموده كه فى الجمله رايگان شوند و اشخاصى كه خط و نشان كشيده بودند كه ما نمىتوانيم عمل بنادر را ضبط كنيم ناچار در معاملهء يونتئيل سنهء 1299 ولايت و گمركخانه را بالمقطع به شيخ يوسف [ 14 ] واگذار نموده به چهار هزار و پانصد تومان تفاوت عمل قناعت نموده تمسك معتبر گرفته .
اما در باطن از عمل جزو ولايت و گمركخانه استحضار و استبصار كامل حاصل نمودم به خيال اينكه در سنهء آتيه مراتب به عرض حضور جناب جلالتمآب خدايگان اجلّ خواهد رسيد كه عمل جزو در ولايت و گمرك نموده تفاوت كلى از جهت ديوان اعلى حاصل شود .
بعد از قرار و مدار و انتظام امور بندر مزبور و نوشتن كتابچهء دستور العمل حكومت به اشتراك چند نفر از رؤساى تجّار ذوى الاعتبار ، دوازده يوم توقف نموده .
ذكر مسافرت بندرعباس و قرار و مدار گمركخانهء آنجا
به اميد خالق يكتا به تاريخ نوزدهم شهر جمادى الاوّل به عزم بندرعباس در جهاز موسوم پچمبه سوار شده دو روز و يك شب راه است تا عباسى . به فضل خداى متعال با كمال سلامتى وارد لنگرگاه بندرعباس شده به قدرى كه خبر ورود جهاز به بندرعباس رسيد جماعتى از اجلّهء تجّار و معارف و محترمين به رسم استقبال با شيرينى و تشريفات به جهاز آمده :
جناب حاجى محمدحسن بن ناصر
جناب حاجى محمد على بن ناصر
حاجى آقا محمداى ناظم التجّار لارى