مىآيد در زمستان ، غلّهء ديم [ حاصل مىشود ] يا از بركهها و رودخانههاى موقتى زراعت مىكنند و گاهى ذرّت و ارزن و كولك در صيفى به عمل مىآورند .
به واسطهء اينكه دشت در ساحل درياست و به منزلهء بندرات به حساب مىرود جمعيّتى زياد از حدّ اين ناحيه در آنجا سكونت دارند . جمعيّت دشت از طوايف ذيل پانصد و پنجاه خانوارند :
طايفهء سنگله دويست خانوارند
طايفهء به كلى دويست خانوارند
طايفهء سوركى و كناركى يكصد خانوارند
طايفهء هوت پنجاه خانوارند
مواشى دشت از قبيل گوسفند و الاغ و گاو و شتر است . آهو و درّاج و جيرفتى در صحراى آنجا دارد .
مذهب مردم دشت تسنّن است و براى معاملات و تجارت ، بيگانگان در آنجا مراوده دارند و معامله و تجارت جزئى هم مىنمايند .
لباس مردم آنجا از پارچهء پشمى و كرباس و متقال و ناشور و بعضى پارچههاى پنبهء ديگر است . [ 16 الف ]
ناحيهء دوازدهم كوچه و باهه
كوچه و باهه متصل بههماند و ما نخست شرح كوچه را و پس از آن باهه را در ذيل مىنگاريم :
كوچه : آبش از چاه و بركه است . به اين جهت زراعت آنجا را ديم به عمل مىآورند . شتوى جو ، صيفى ارزن و كولك و ذرّت و ماش و لوبيا زراعت مىنمايند .
مواشى اين ناحيه گاو ، گاوميش ، شتر ، ماديان ، نريان ، « 1 » الاغ و گوسفند است .
شكار صحرا آهو ، درّاج ، جيرفتى است .
هامش
( 1 ) . كذا برقياس ماديان