17 - پل خواجو
زيردست پل جوئى پل بزرگ ديگرى بر روى زايندهرود هست كه سابقا باغ سعادتآباد تا نزديكى آن امتداد مىيافته . اين پل هم از غرايب آثار عهد صفوى و تالى پل سى و سه چشمه بلكه به جهاتى از آن هم غريبتر است .
بانى اين پل شاه عباس ثانى است و آن پادشاه آن را به جاى پل خرابهاى كه به قول مشهور از بناهاى امير حسن بيك تركمان آق قوينلو بوده ساخته و به همين جهت هم گاهى آن را پل حسن خان هم مىگويند .
پل مزبور بعد از آنكه به توسط شاه عباس ثانى ساخته شد چون محلهء حسنآباد را با ساحل يمين زايندهرود مربوط مىكرد به پل حسنآباد معروف گرديد و بعد از آنكه افاغنه آن محلّه را [ 53 ] ويران كردند پل به نام محلهء خواجو كه آن هم مجاور پل است به پل خواجو معروف گرديد و امروز نيز به همين نام مشهور است .
پل خواجو را از سنگ و آجر ساختهاند و بيست و چهار چشمه دارد . طول آن صد و پنجاه و چهار يا رد ، « 1 » منظرهء خارجى اين پل از پل جلفا بهتر است ، زيرا كه در دو طرف شرقى و غربى آن دو مهتابى به طرف رودخانه ساخته و بر روى هر چشمهاى هم طاقنمايى ترتيب دادهاند و دو طاقنماى وسطى كه بقيه نسبت به آنها قرينه شمرده مىشوند از طاقهاى ديگر بزرگتر و در ميان هركدام هم نهر بزرگى سنگى هست كه آب در مواقع طغيان روى آنها را هم مىگيرد .
عمق زايندهرود در مقابل اين پل از همهجا بيشتر و سطح آن نيز هموارتر است و سابقا صفويّه در طرف جنوبى باغهايى داشته [ اند ] كه گاهى براى تفريح از روى اين پل گذشته به آنجا براى گردش مىرفتند .
ظل السلطان در زمان فرعونيّت خود امر مىداده است مقابل چشمههاى پل را تخته انداخته و درياچه در مقابل پل جمع مىكردند و گاهى قايق روى آن مىانداخت ، ولى غالبا تفريح را در آن مىدانست كه ملّاكين و تجار و پولداران معتبر را دعوت كرده براى تفرّج به كنار اين درياچه مىآورد ، آنها را به دادن مبلغى گزاف پول مجبور و الّا به انداختن در آب تهديد مىكرد و به اين وسيله هم مبلغى پول به
هامش
( 1 ) . دلالت بر آنكه مرحوم اقبال مطلب را از نوشتههاى خارجى ( انگليسى ) برداشته .