بدانجا منتقل كند و به تصميم خود نيز عمل كرد .
آبادى و اعتبار جديد اصفهان از همين سال 1006 شروع مىشود . چه از اين تاريخ به بعد است كه شاه عباس كبير و جانشينان او و امراى ايشان هركدام از خود عمارات و ابنيه و آثار و يادگارهايى باقى گذاشته رونق سابق اصفهان را تجديد بلكه مقدارى هم از سابق بهتر و معتبرتر كردند .
بيشتر عمارات و ابنيه و آثار تاريخى اصفهان كه حاليه به واسطهء استيلاى افاغنه و چنگيزمنشى ظل السلطان جز نام چيزى ديگر از آنها بهجا نيست از عهد شاه عباس كبير و شاه عباس ثانى و شاه صفى دوم و شاه سلطان حسين است . اينك شرح و تفصيل هريك از آثار تاريخى اصفهان چه آثار صفويّه و چه غير از ايشان . [ نيمهء 27 ]
1 . محلّات اصفهان
در حدود قرن چهارم هجرى يعنى پيش از استيلاى آل بويه بر اصفهان اين شهر به شش محلّه تقسيم مىشده به قرار ذيل :
1 - محلهء لنبان در جنوبغربى
2 - محلهء باغكاران در جنوبشرقى به جاى محلهء خواجوى امروزى
3 - محلهء چنبلان ( سنبلان ) در مغرب
4 - محلهء جوبارهء شمالى در مشرق
5 - محلهء كرّان وسط در مشرق
6 - محلهء در دشت در مغرب
محلّات ششگانهء فوق در آن ايام هركدام اهميت و اعتبار شهرى را داشته و صاحب جمعيت بسيار بودهاند و در اشعار و گفتار قدما اشارات بسيار به آنها هست .
از جمله كمال الدين اسماعيل اصفهانى ملقّب به خلّاق المعانى كه گويا از دست اهل اصفهان و منازعات دائمى ايشان دلى پرخون داشته مقارن استيلاى مغول مىگويد :
تا درِ دشت هست و جوباره * نيست از كوشش و كشش چاره
اى خداوند آسمان و زمين * پادشاهى فرست خونخواره
تا درِ دشت را چو دشت كند * جوى خون راند او ز جوباره