مىبينم :
1 - رياست تمام ايلات و امورات مربوط به آنها تماما به اسمعيل آقا محوّل و واگذار شود كه خود رسيدگى نمايد .
2 - بطورى كه جناب آقاى اميرلشكر عبد الله خان به اسمعيل آقا قول صحيح دادهاند املاك خالصه شدهء او را به خودش مسترد دارند .
3 - عمر خان را به تحت اوامر اسمعيل آقا بايد آورد و يا اينكه دايم العمر عمر خان را در حبس و يا در مركز نگاه داشت .
4 - به مناسبت اينكه اسمعيل آقا فعلا داراى چيزى نيست و قريب يكصد و پنجاه نفر الى دويست نفر سوار هميشه نانخور دارد كه بايد يك مبلغى به مشاراليه مساعدت شود .
محترما به عرض مبارك مىرساند كه اگر با مراتب معروضهء فوق با اسمعيل آقا رفتار شود حتما مىتوان از او استفاده نمود و در خدمتگذارى و جانفشانى مشاراليه شبهه نخواهد بود ، ولى غير از اين با او رفتار شود مشاراليه مجددا شروع خواهد نمود رابطه براى خود با خارجيان درست كند .
فعلا اسمعيل آقا باز در واهمه است ، بطورى كه جهت امرى احضار مىشود با دويست يا سيصد نفر سوار حركت مىنمايد و نيز اقتدارات سابق باز در كلّهء او جريان دارد و اگر مختصر دستزدى بشود فورا رنجيدهخاطر خواهد شد .
ثالثا وضعيت اكراد
اكراد يعنى ايل خود اسمعيل آقا طايفهء عبدوىها مختصرى از آمدن اسمعيل آقا به ايران راضى مىباشند كه فعلا نيز مثل سابق در اطراف مشاراليه جمع شدهاند . ولى آنچه ايل كاردار كه ايل عمرخان است به كلى از آمدن اسمعيل آقا مأيوس شدهاند على الخصوص بعد از گرفتارى عمر خان رعاياى كرد نيز ناراضى هستند .
و قبل از آمدن فدوى به سلماس اسمعيل آقا بعضى از ايل خود را در قراء ايل