و مبلغ سى تومان تبريزى مواجب در وجه او مقرّر بود و رسم الحساب خود را بعد از تفريغ محاسبه از مؤدّيان به دستور معمول بازيافت مىنمود .
چهارم - مستوفى محال انتقالى
نيز به شرح مستوفى سركار فيض آثار است . و هر ساله بايد نسخه بر جمع و خرج [ 74 ب ] متوجهات محال مزبوره از قرار اسناد بعد از آنكه به رقم عاليجاه وزير ديوان اعلى رسيده باشد ابواب جمع مؤدّيان و دادوستد مىنمايد .
و در آخر سال نسخه بر جمع و خرج سركار مزبور نوشته به سركار خاصه مىسپارد . اگر سخن حسابى و دقت دفترى داشته باشد مقرب الخاقان مستوفى خاصه به عمل مىآورد .
و مواجب او مبلغ پانزده تومان ، و رسم الحساب به دستور مستوفيان جزو در وجه او مقرّر بود .
پنجم - مستوفى سرحد و مستوفى محال ارامنه
شغل و خدمت مومى اليهما نيز به شرح مستوفى محال انتقالى است ، و مواجبى در وجه هريك مقرّر بوده .
فصل سيّم ساير جماعت
اوّل - نقيب الاشراف
شغل مشار اليه آنكه مىبايد كه در سه ماههء اوّل هر سال محصل تعيين و بنيچهء هر صنف را به تصديق و تجويز ريشسفيدان و كدخدايان و سنگينباران آن صنف مشخّص نموده ، طومار مفصل منقحى بر اسامى جماعت بنيچهكش و مقرّرى هر صنف نوشته و به مهر كدخدايان رسانيده ، و بعد از آن خود مهر نموده به كلانتر سپارد كه رقم نموده به ثبت سررشتهء محصّص مملكت رسانيده متوجهات ديوانى و استصوابيّات مملكتى را از آن قرار فيما بين آن صنف در آن سال محصّص مملكت به توجيه درآورد و توجيه نامچه را به مهر كلانتر رسانيده محصلان ديوانى از آن قرار مطالبه [ 75 الف ] و رعايا از آن قرار از عهدهء حصه و رسد خود برآيند .
و رضانامچهء تعيين استادان اصناف و كدخدايان محلّات كه موافق دستور منوط