فصل هشتم در بيان شغل مقرب الحضرت العلية العاليه ميراب دار السلطنهء اصفهان
از جملهء مقربان است [ 62 الف ] و خدمت مشار اليه اين بود كه در شب نوروز قدغن و تأكيد نمايد كه رعايا ماديها و انهار و جداول متعلّقه به خود را به دستور مقرّر و معمول تنقيه نمايند و آب زايندهرود را در عرض سال به تمامت محالى كه حقّابه دارند به نوبه و رسدى كه از قديم الايّام الى الآن معمول و مستمر است به هر محل رسانيده كه از اقويا بر ضعفا جبرى و تعديى و ستم شريكى واقع نشود .
و تعيين مادى سالاران به جهت ماديهاى رودخانهء زرينهرود به عهدهء مشار اليه بود ، و به نصب او منصوب و به عزل او معزول مىباشند .
و هرگونه دعوائى و گفتگويى كه در باب آب زايندهرود احدى مىداشت تميز و تشخيص آن در عهدهء مشار اليه بود . و بعضى اوقات در باب بعضى از دعاوى كليهء اربابان و رعايا كه حسب الامر الاعلى مقرّر مىشد با وزير ديوان اعلى مأمور مىساخت .
وزير و كلانتر و مستوفى اصفهان نيز به اتفاق مشار اليهما به محال رفته جوى و جدول و نهر و مادى و تشخيص حقّابهء هر محل را از روى دفاتر ديوانى نموده به شعور و صوابديد يكديگر ( به نحوى كه ) مقرون به حق و حساب و معمول و استمرار سنوات بود قطع و فصل دعاوى مىنمودند ، و برطبق آن ، ارقام و احكام بسيارى صادر گرديده معمول و مستمرّ است .
و سواى رسوم معمولى كه در جزو از رعايا [ ى ] [ 62 ب ] هر محل به علت خاك آب و دون آب بازيافت مىنمود قدرى هم نقدا جنسا از سركار خاصهء شريفه در وجه مشار اليه مقرر بود كه هر ساله از دفتر بازيافت مىكرد .
و در مجلس بهشت آيين با تاج و طومار مىايستاد .
فصل نهم در بيان شغل مقرب الحضرت العلية العاليه ناظر دواب
شغل او اين بود كه به اتفاق امير آخورباشى صحرا در نسق قورقات و مراتع ايلخيان و سان ايلخيها و نتاج ( آنها ) و تصديق خدمت و ملازمت امير آخوران و