جمع اوست كه سر هر سال به ده نيم او حساب ، و به زياد و كم رجوع مىشود ، و آنچه را سند از مؤديان مىگيرد يا تحقيق و پيروى نموده داخل نسخه مىكند از سركار خاصه تنخواه ارباب حوالات مىنمايند . و آنچه دوشلك وكيل شود ده نيم آن به صيغهء رسوم متعلّق به اوست .
و در ازمنهء سابقه [ 55 ب ] مواجبى نداشت . نهايت در زمان شاه سلطان حسين مبلغ پنجاه تومان مواجب در وجه او مقرّر شد .
و در مجلس بهشت آيين بعد از مستوفى قورچى مىنشيند .
فصل پانزدهم ( در بيان ) شغل مستوفى اصفهان
آن است كه حواله و اطلاق وجوهات و محصولات بعد از رقم وزير اصفهان ، و تنقيح و تشخيص محاسبات رعايا و مؤدّيان وجوهات ديوانى ضبطى وزير مزبور مختص مشار اليه است . ( و چهار نفر نويسنده مىدارد كه جزو اويند و بدون اطلاع مشار اليه ) دادوستد وجوهات و محصولات نمىشود .
و محاسبهء كلّ رعايا و مؤدّيان بعد از تشخيص تسعير قوس هر سال كه عمّال و مأمورين موافق دستور و معمول مشخّص نموده باشند در دفتر مفروغ و مفاصا حساب به مهر مستوفى به مؤدّيان داده مىشود .
و نوشتن طوامير توجيه مرد الاغدار و بيلدار و نظاير آنكه بر سر جمع بايد تقسيم شود آن نيز در دفتر اصفهان از قرار اسناد حسابيه كه به رقم وزير ديوان اعلى رسيده باشد نوشته به سركار خاصه رسانيده ، اگر سخن حسابى و دقت دفترى داشته باشد مستوفى خاصه به عمل مىآورد .
و در مجلس بهشت آيين به طرف دست راست بعد از ضابطهء دوشلك [ 56 الف ] وكيل مىنشيند .
و مبلغ شصت و پنج تومان مواجب دارد ، و رسوم او بر اين موجب مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) . نوشته نشده است .