و ارقام و امثله و اخطبه كه صادر مىگرديد به مسوّدهء دفتر موقوفات آنچه متعلّق به خاصه بود محرّران ارقام ، و آنچه متعلّق به ديوان بود مثالنويسان مثال ، و در ضمن مثال محرّران دار الانشاء حكم اشراف مىنوشتند و بعضى احكام نيز بود كه به خاصه رجوع نداشت ، منشيان مزبور بايست بنويسند . و ارقام را بعد از مهر ، داروغهء دفترخانه مهر مىنمود و در ضمن خط مىگذاشت . و مشار اليه مأمور به امر صدور خاصه و عامه بود .
و مواجب او چهل تومان بوده . و رسوم از قرار صد سه از كل موقوفات و بدل اجارات مىگرفته .
و در مجلس بهشت آيين طرف دست چپ بعد از امير آخورباشى صحرا و بالاتر از محتسب الممالك مىنشيند .
فصل هشتم در بيان شغل محتسب الممالك
خدمت مزبور در قديم الايّام بسيار عظيم بوده است ، بلكه اكثر امور مرجوعه به شيخ الاسلام و قضات و صدور متعلّق به محتسبان بوده . نهايت هريك در [ 51 ب ] عصرى از محتسب تغيير يافته به ديگرى مرجوع شده .
حال شغل او آن است كه بعد از آنكه صاحب نسق ماهبهماه التزام در باب قيمت اجناس از ريشسفيدان هر صنف گرفته خاطر خود را جمع ( و مهر نموده به محتسب الممالك سپرده باشد او نيز خاطر خود را جمع نموده ) حقايقى كه عاليجاه ناظر بيوتات در باب تسعير هر جنس طلب نمايد به عرض رساند كه بعد از تجويز ناظر بيوتات از آن قرار مشرفان محاسبهء صاحبجمعان بيوتات معموره را مفروغ سازند .
و در باب تسعيرات اجناس كه اصناف به مردم شهر مىفروشند اگر احدى از قرارداد او تخلّف نمايد آنكس را به فرمودهء محتسب الممالك تختة كلاه بر سر مىگذارند تا موجب رسوايى و عبرت ديگران گردد كه تخلّف از تسعير مقرّر ننمايند .
و در همهء ولايات نايب تعيين مىنمايد كه از قرار تصديق نايب مشار اليه اصناف هر محل ماهبهماه اجناس را به مردم بفروشند .
و برين موجب مواجب و رسوم دارد .