ستم و زيادتى واقع ) نشود [ 24 ب ] نيز به ديوان بيگيان متعلق است .
و جمعى كه ظلم و تعدّى احدى به ديوان بيگيان شكايت مىكردند اگر ظلم مزبور در حوالى شهر كه مسافت آن بيش از ( ده ) دوازده فرسخ نبوده باشد واقع مىشده ديوانبيگى تعليقهء بياضى برطبق عرض عارض به عهدهء احدى از توابين خود نوشته طرفين را احضار و غوررسى مىنمود .
و اگر عارض از محال بعيده عرض شكايتى مىنموده دستور چنان بود كه در مقدمهء قتل ( مبلغ ) پنج تومان التزام عارض قبول ، و ديوانبيگى تعليقه به عهدهء احدى از جماعت اجرلو كه محصّل مقدمهء قتل مختصّ ايشان است قلمى مىنمود . بعد از آن حكم صادر و وجه التزام ابواب جمع ( محصل ) مزبور و حكم مذكور در دفتر ( ها ) ثبت و به دستور ساير وجوهات تنخواه مواجب عملهء ديوان مىشد .
و دو روز ديگر از روزهاى هفته در خانهء خود به دعواهاى حسابى عرفى مىرسيد . و هريك از ديوانهايى را كه ديوانبيگى خود متوجّه مىشد اگر دعوى در باب ماليات ديوان يا طرف دعوى از جملهء ارباب قلم و توابين وزير اعظم بود و به خدمت وزراء اعظم مىفرستاد .
و همچنين اگر احدى از طرفين دعوى قورچى يا غلام يا ساير عساكر منصوره و عملهء بيوتات بوده و به ريشسفيد هر سركار [ 25 الف ] رجوع مىنموده و ساير سكنهء اهل شهر و ده را به خصوص دعاوى كه تعلّق به مال ديوان نداشته خود متوجّه شده قطع و فصل مىداده .
و اگر جمعى از مردم ولايات به شكايت « 1 » بيگلر بيگيان و حكام و سلاطين خود به اردوى معلى مىآمدهاند ، و عرض مطلب خود را به وزراء اعظم ننموده به ديوانبيگى عرض نموده باشند ، ديوانبيگى به حقيقت شكايت هريك رسيده به خدمت پادشاه كيفيّت شكايت ايشان را عرض و از قرارى كه مقرون به صلاح دولت و ضابطهء مملكت مىدانسته غوررسى مىنمودهاند .
و مبلغ پانصد تومان مواجب داشته ، و در ازمنهء سابقه مبلغ نود و دو تومان و كسرى برآوردى تيول داشته ، و در اواخر مقطوع شده . و در بعضى ازمنه هزار تومان مواجب هم در وجه بعضى از ديوان بيگيان مقرّر شده ، و ده يك جرايم متعلّق به او بوده .
هامش
( 1 ) . در چاپ دانشپژوه + « مردم » دارد و زيادست .