تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
تشنگان بوادى فقر را عام شد در جزو وقف قرار داده‌اند كه باغات بسيار بزرگ و مزارع از آن آب ببرند و رزق مقسوم مسلمانان را بدين راه نبرند . [ 75 ب ] و موقوفاتى از دكاكين و غيره نيز براى تنقيهء قنات مزبور معين فرموده كه از حليهء آبادى معرّى نماند و بيست هزار تومان در قنات و دكاكين مزبوره مصروف شد . شرح عمارات غيرموقوفه از قبيل نظاميه و داوديه و عمارات دار الخلافه و غيره را چون خدمات داخليهء ديوانى [ نيست ] اهتمامى چندان در نگارش نمىرود . چون در اوايل رساله اشارت رفت كه منظور از تسويد اوراق نگارش تاريخ نيست بلكه بيان حصول صحت شخص ايران [ است ] كه مبتلا به امراض مزمنه « 1 » [ و ] اختلالات كثيره از طغيان سوداى سوء مزاج پيشكاران و شدت صفراى اغراض و طمع ايشان « 2 » و احتراق دم غيرت و غلبهء بلغم سستى و كسالت رجال دولت گشته بود به مداواى تدابير حكيمانه و معالجهء امتحانات طبيبانهء جناب اجل امجد منظور است . لهذا به حكم « خذوا [ الغايات ] و اترك المبادى » عطف عنان سمند خامه از ميدان بيان جزو معالجات و بيداى تفصيل كفايات كه تحديد آن خارج از قوهء اوهام و تحريرش بيرون از حوصلهء افهام است نموده در بيان كيفيت حصول صحت اشارتى مىرود . غالب ناس را مشهور و محسوس است كه هنگام عروض [ 76 الف ] امراض در شخص انسانى علاماتى چند بر بشره ظاهر مىگردد كه دفع هريك موقوف به قلع مادهء مرض است و اگر طبيب حاذق نباشد [ و ] نخواهد رفع هريك از علامات مزبوره بر وجه ظاهر نمايد صورت امكان نخواهد يافت . مثلا بارى كه بر زبان محموم از غلبهء صفرا حاصل مىشود يا التهابى كه بر لب بيمار روى مىنمايد اگر بر بىوقوفى عرض نمايد و رفع آن خواهد نهايت تدبيرش شستن آن و برداشتن صفرا از روى زبان خواهد بود ، مثل تدابير [ ى ] كه از پيشكاران سابق در گذرانيدن امور دولتى سبق ذكر يافت . در اين شستن و برداشتن جز حصول زحمتى جديد نفعى متصور « 3 » نخواهد بود . ولى طبيب حاذق مطلقا در مقام رفع اين
هامش
( 1 ) . اصل : نرمند ( 2 ) . اصل : انسان ( 3 ) . اصل : مقصور