سلطنت و لوازم و لواحق آن و « 1 » تصدى امارت و وزارت و مباشرت هر منصب از مناصب دينى و دنيوى ازينجا بوقوف پيوندد و معلوم گردد كه هريك را ازين طوايف طريقهء « 2 » زندگانى ( * ) با خالق و خلايق « 3 » چگونه مى « 4 » بايد كرد و لله الحمد على فواضل الايهء و جزايل نعمايهء و كوافل مبرّاته و كوامل « 5 » هباته و حسناته كه درين عصر ميمون و روزگار همايون امور سلطنت و امارت و وزارت و ساير مناصب شرعى و ديوانى بر اوكد قواعد ممهد گشته است و بر اوثق مبانى استحكام يافته سرير سلطنت و تخت پادشاهى و مملكت بوجود مبارك پادشاهى مزين و مشرفست كه كيوان « 6 » بپاسبانى قصر رفيعش مفتخر و مباهيست و مشترى در جناب جلالش يكى از مباشران فصل قضايا و اوامر و نواهى بهرام تيغ كين جهت دفع خصمان او « 7 » بركشيده و ( * ) خورشيد كه خسرو سيارگان و « 8 » شاه ستارگان است خاك بارگاه او را چون كحل الجواهر در ديده كشيده زهرهء زهرا در مجلس بهشت آسايش
هامش
( 1 ) - پ : بر .
( 2 ) ث : حذف شده .
( * 3 ) پ : حذف شده ، ت : با خالق و خلق .
( 4 ) - آ ت : حذف شده .
( 5 ) - آ ت : كواهل .
( 6 ) ث : كنون .
( 7 ) ب : حذف شده .
( * 8 ) پ : خور و سيّاركان كه ، ج : خسرو سيّاركان كه .