محصلان متغلب و عوانان بىراه از ايشان به زخم چوب و شكنجه مىستانند و جهت نوكران خود نيز كه در هيچ ( * ) وقت و « 1 » زمان معهود نبوده وجهى « 2 » بر دكانها مىنويسند و بيرون اجور و اخراجات از مستاجران « 3 » به تكليف مىطلبند و جمعى را نيز بر دروازهاى شهر كه در تتغاولى و راهدارى و دروازهبانى مدخل نداشته ( * ) بازداشته « 4 » از مجموع چهارپايان از اسب و استر ( * ) و اشتر « 5 » و درازگوش و گاو وجهى مىستانند و از گوسفندان كه در شهر مىآورند بهر ( * ) صد سر « 6 » يكسر مىگيرند و بر غير اين از انواع منكرات و مخطورات اقدام مىنمايند و اهل شهر و ولايت را به كلى معذّب و مشوش مىدارند « 7 » اگر بكمال مراحم « 8 » و عواطف تدارك نرود اكثر جلاء وطن كرده در اطراف متفرق « 9 » خواهند « 10 » شد اين معنى « 11 » از جملهء مستنكرات نمود و همت بر تلافى « 12 » آن مصروف و مقصور گشت بدان سبب اين حكم نفاذ يافت و خواجه قوام الدين را فرستاده شد تا بتفحص اين « 13 » قضايا اشتغال نموده « 14 » و تحقيق بليغ كرده اگر برين « 15 » موجب باشد كه كدخدايان تقرير
هامش
( * 1 ) - آ ت : حذف شده .
( 2 ) - آ ت : بر وجهى .
( 3 ) ت : مستاجرات .
( * 4 ) ت :
حذف شده .
( * 5 ) ج : حذف شده ، آ ب پ ت : و شتر .
( * 6 ) - آ ت : يك صد سر گوسفند .
( 7 ) ت : مىداند .
( 8 ) ت : مزاحم .
( 9 ) ت : مشرق .
( 10 ) - ت : خواهد .
( 11 ) - آ ت : نوع .
( 12 ) - ت ج : تلاقى
( 13 ) - ج : آن .
( 14 ) - ب ج : نمايد .
( 15 ) - ب : زين .