ديگرى را مجال شركت و مداخلت تصور نكنند « 1 » و دست او در تصرف و تدبير اين مهم خطير قوى و مطلق دانند و چون وجوه بيت المال به تمام و كمال و اصل شده باشد نوكران جلد معتمد جهت محافظت ( * ) آن مصاحب « 2 » او روانه « 3 » گردانند « 4 » تا وجوه اينجا آرند و ببروات ديوان به مصرف « 5 » رسد « 6 »
فصل هژدهم « 7 » در تفويض « 8 » متصرفى جزيه
« * 9 » استيفاء جزيهء اهل ذمت بر انموجب كه در ديوان بزرگ مقررست مغاير « 10 » آنست كه در كتب فقهى ( * ) نوشتهاند چه در كتب فقه « 11 » مسطورست كه استيفاء جزيه هر سال يك بار كنند و از هر ذمى ( * ) يك دينار « 12 » ستانند يا « 13 » بيشتر و كمتر از دينارى نشايد « 14 » و امام را رسد كه زيادت گرداند و آنچنان باشد كه حكم فرمايد كه ذمى مسلمانى را كه بخانهء او رسد سه روز ضيافت كند يا كمتر از سه روز اما بايد كه امام « 15 » عدد اضياف معين گرداند و آن ايام را كه در « 16 » تمامت سال هريك از ايشان چند كس را از مسلمانان در چند روز ضيافت كند « 17 » « * 9 »
هامش
( 1 ) - پ : نكند .
( * 2 ) - آ ت : حذف شده .
( 3 ) پ : حذف شده .
( 4 ) - آ ب ت :
كرداند .
( 5 ) - آ : بمصارف .
( 6 ) - آ ت : رساند ، ب : رساند و السلم .
( 7 ) پ : هجدهم .
( 8 ) - آ ت : حذف شده .
( * 9 - * 9 ) ج : از استيفاء - تا - ضيافت كند - حذف شده .
( 10 ) - ث : مقاير .
( * 11 ) - ت : حذف شده .
( * 12 ) - پ : يك بار .
( 13 ) - آ ب : ؟ ؟ ؟ ا ، پ ت : تا .
( 14 ) - پ : نستانند .
( 15 ) - ت : حذف شده .
( 16 ) - آ ب ت : حذف شده .
( 17 ) - آ ب ت : كنند