شهر « 1 » براستى آن قايل باشند « 2 » مساوى و موازى گرداند اگر جمعى خلاف كنند تشديد و تعنيف و بازخواست و تاديب واجب داند و در همه ابواب چنان سازد كه افعال و اقوال او عند الله و الناس محمود و مشكور افتد « 3 » تا بمحمدت ( * ) و ارتضا مقرون گردد « 4 » ان شاء الله تعالى بدان سبب اين حكم نفاذ يافت ( * ) تا حكام « 5 » و سادات و قضاة و صدور و اكابر و ارباب و اعيان و اهالى و سوقه و محترفهء ( * ) دار الملك تبريز « 6 » و نواحى و مضافات « 7 » آن ( * ) امام فاضل ضياء الدين محمد « 8 » را محتسب آنجا دانسته در لوازم و لواحق شغل احتساب رجوع كلى با او كنند و اوامر و نواهى او را كه متضمن امر معروف و نهى منكر باشد و امتثال آن بر مجموع طوايف واجب « 9 » و لازم « 10 » بقبول و انقياد تلقى نمايند و از مخالفت محترز و مجتنب باشند جماعت بازاريان رسمى كه در هر هفته و هر ماه از هر دكان بنام « 11 » محتسب مقرر باشد و تا غايت بديگر محتسبان رسيده برقرار با او ( * ) و معتمدان او « 12 » جواب گويند و چيزى قاصر
هامش
( 1 ) - ت : بلده .
( 2 ) پ ت : باشد .
( 3 ) ث : حذف شده .
( * 4 ) پ ج : پيوندد ، ت : مقرون كردد .
( * 5 ) ت : حذف شده
( * 6 ) پ ج : مراغه .
( 7 ) پ ج : تومانات .
( * 8 ) پ ج : امام فخر الدين احمد .
( 9 ) ث : حذف شده .
( 10 ) ت :
لازم است .
( 11 ) پ : دكان - افزوده .
( * 12 ) ج : حذف شده .