و خيانت موسوم باشند ايشان را بيرون كرده قطعا « 1 » در كار تمغا مدخل ندهد و عوض ايشان مردم امين معتمد معين گرداند
نوع چهارم در تفويض متصرفى ولايات مزروعى « 2 »
سادات و قضاة و صدور و اكابر ( * ) و ارباب و اعيان « 3 » و عموم اهالى و مزارعان و روسا و كدخدايان ( * ) و رعاياى « 4 » ولايت فلان « 5 » بدانند كه چون اموال ديوانى و متوجهات سلطانى آنجا « 6 » از بهره « 7 » مزروعات و ( * ) محصول مزدرعات « 8 » است خواجه امين الدين را كه بامانت و ديانت و كفايت و درايت موصوف و مشهورست جهت متصرفى بهرهء مزروعات « * 9 » آنجا تعيين كرده فرستاده شد تا بر سر مزارعات « * 9 » رفته و محصولات و ارتفاعات را « 10 » در نظر آورده و بهرهء ده دو معهود چنانك عادت آن ولايتست استيفا نموده محفوظ و مضبوط دارد و نگذارد كه « 11 » چيزى در محل تلف افتد « 12 » بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا ازين تاريخ باز او را متصرف بهرهء مزروعات « 13 » آن ولايت دانسته ديگرى را شريك و منازع تصور نكنند و بهرهء ( * ) ده دو « 14 » بموجب
هامش
( 1 ) - آ ت : حذف شده .
( * 2 ) ب : ناخوانا ، ت : كلمه « مزروعى » - حذف شده .
( * 3 ) پ : حذف شده ، ج : و ارباب .
( * 4 ) ت : حذف شده .
( * 5 ) پ : فلان ولايت .
( 6 ) پ : حذف شده .
( 7 ) پ : بهر .
( * 8 ) پ : حذف شده .
( * 9 - * 9 ) ب : حذف شده .
( 10 ) - آ ت ج : حذف شده .
( 11 ) - آ :
حذف شده ، ت : و .
( 12 ) - پ ت : آيد .
( 13 ) - ت : حذف شده .
( * 14 ) - ت : دو در ده