( * ) مولانا صاحب اعظم سعد الملة و الدين شيخى « 1 » را منشى ديوان بزرگ در جميع ممالك ( * ) و كاتب السر حضرت ما « 2 » دانند و ديگرى را درين مهم اهم و مصلحت اقدم با او شريك و منازع و عديل و مخاصم نشناسند و در توقير و تعظيم و اكرام و تكريم او كوشيده در كتبت مكاتبات سلطانى و احكام ديوانى رجوع كلى با او كنند و استصواب او را درين ابواب محل استيثاق « 3 » كلى و اعتماد جملى دانند و بر راى صحيح و فكر سديد او مزيدى در خاطر نيارند هيچ آفريده بىاذن و اجازت او در انشاء ديوان بزرگ مدخل نسازد نواب ديوان اعلى هر سال از اصل مال و متوجهات مواضع مرجو الحصول مبلغ ( * ) بيست هزار دينار زر رايج « 4 » بر سبيل مرسوم با او جواب گويند و همين مقدار از خارج مال برسم حق الانشا حكام و متصرفان ولايات « 5 » ( * ) بموجب تعيين ديوان بزرگ « 6 » بوقت كتبت احكام در باب متصرفى بلوكات ( * ) و ولايات « 7 » اينجا نقد تسليم كنند و عوض در ولايات « 8 » تخصيص كرده استيفا نمايند و به همه ابواب چنان سازند كه او بفراغت خاطر بتمشيت اين « 9 » شغل خطير قيام تواند نمود تا بمحمدت پيوندد
هامش
( * 1 ) - پ ج : خواجه صدر الدين .
( * 2 ) پ ج : حذف شده .
( 3 ) پ :
اشتياق .
( * 4 ) - آ ب پ ت ج : جندين دينار .
( 5 ) پ : ولايت .
( * 6 ) پ ج : حذف شده .
( * 7 ) پ ج : حذف شده .
( 8 ) ج : ولايت .
( 9 ) ب : آن .