تا تدارك آن بر احسن وجوه كرده شود و در همه ابواب چنان سازد كه صيت دادگرى و آوازهء « 1 » فضلگسترى او و ايثار قواعد عدل و انصاف و اجتناب از مزالق جور و اعتساف بمسامع دور و نزديك و ترك و تازيك رسد تا موجب ازدياد « 2 » تقويت و تربيت گردد بدان سبب اين حكم « 3 » نفاذ يافت تا امراى الوس و وزير نيكوى ما و امراى تومانات و هزارجات و ايناقان و اصحاب ديوان بزرگ و باسقاقان « 4 » و حكام و متصرفان و بتيكچيان ولايات از ابتداى سنه تسع و خمسين خانى خواجه جلال الدين را متصدى منصب « 5 » نيابت سلطنت دانسته در جميع قضايا كه بمصالح عامهء خلايق و دفع ظلم و تعدى تعلق « 6 » داشته « 7 » باشد رجوع كلى با او كنند و از سخن و صوابديد او كه در باب اجراء حقوق و ايصال آن بمستحقان و دفع ظلم و عدوان و منع جور و طغيان گويد بيرون نيايند و او را بر جميع قضايا واقف و مطلع گردانيده چيزى پنهان و پوشيده « 8 » ندارند « 9 » و هر سال وجوهى كه ذكر مىرود و المبلغ كذا از متوجهات ديوانى
هامش
( 1 ) - ث : آواز .
( 2 ) ت : مزيد ، ج : زيادت
( 3 ) ج : يرليغ - افزوده .
( 4 ) ت : ياسقاقان .
( 5 ) ث : حذف شده .
( 6 ) پ : حذف شده .
( 7 ) ت : دانسته .
( 8 ) ت : بوسبده .
( 9 ) پ : ندارد .