گويند و چيزى قاصر نگردانند « * 1 » از جوانب برين جمله روند و اعتماد نمايند كتب « 2 » فى « * 1 »
نوع سوم
چون مولانا صاحب اعظم سلطان الوزرا خواجه جمال الدين زيد قدره كه باعتلاء مدارج و ارتفاع « 3 » معارج و ارتقاء مناصب « 4 » و انتهاج « 5 » مناهج اعالى مراتب از اعاظم و جود كوى مسابقت ربوده « 6 » است و در مساند سرورى و عراص عدلپرورى و ديار دادگرى و فضاء فضلگسترى بغايات ارباب استعداد و نهايات اصحاب اجتهاد رسيده از قديم الايام باز بملازمت پدر نيكوى ما تغمد الله بغفرانه قيام نموده است و شرايط نيكو خدمتى و دقايق جانسپارى بجاى آورده از عهدهء هر مهم دينى و دنيوى كه به دو حوالت فرموده بر اجمل اوضاع « 7 » تفصى « 8 » نموده لا جرم بجزايل سيورغالات « 9 » و كرايم تشريفات و تكريمات اختصاص يافته است « 10 » و صيت « 11 » نيكنامى و وفادارى و سمعهء پسنديده فرجامى و نيكوكارى او با باعد و اقارب و مشارق و مغارب رسيده و ما را نيز بر كمال كفايت « 12 » و وفور درايت و
هامش
( * 1 - * 1 ) ج - از - از جوانب - تا - فى - حذف شده ، ت - از - برين جمله - تا - فى - حذف شده .
( 2 ) پ : حذف شده .
( 3 ) - آ : ارتفاع ، ت : ناخوانا ، ث : ارتفاع ، ج : ارتقاع .
( 4 ) پ : مناسب .
( 5 ) ت : انتهاء .
( 6 ) ج : بوده .
( 7 ) پ : احوال .
( 8 ) پ : مقضى .
( 9 ) پ : سورغالات .
( 10 ) - ت : حذف شده .
( 11 ) - پ : سيّت .
( 12 ) - ت : امانت .