آرند و با تصرف او دهند تا سال بسال از انجا استيفا نمايد و با ديوان رجوع نبايد كرد ملتمس او مبذول داشته بر ان موجب بتقديم رسانند و بعد از شرايط تكريم و تبجيل رعايت جانب او از واجبات دانند ( * ) برين جمله روند اعتماد نمايند كتب فى « 1 »
نوع دوم
چون طغاى بخشى از قديم الايام باز بملازمت پدران بزرگوار و آقايان نيكوكردار ما قيام « 2 » نموده است و از عهدهء هر مهم كه به دو حوالت ( * ) فرمودهاند « 3 » بر احسن « 4 » وجوه متفصى شده و بدان واسطه بمراحم و عواطف و سيورغاميشات مكرم و مخصوص بوده و بعد از ايشان در ملازمت حضرت شريفهء ما « 5 » شرايط نيكو بندگى و جانسپارى بجاى آورده و بدل راست ملازمت « 6 » نموده و كوچ داده و بر دقايق كلى احكام مغولى وقوفى « 7 » تمام يافته و بامانت و ديانت و راست قلمى و كمطمعى مشهور و موصوف بوده ازين تاريخ باز راه كتبت « 8 » احكام مغولى به دو تفويض رفت تا در ان باب آنچ شرايط تحفّظ ( * ) و تيقّظ « 9 » باشد مرعى داشته جهت هر طايفه از طوايف مغول بر موجبى كه مسودات بپروانه و ياساميشى
هامش
( * 1 ) - ت : حذف شده .
( 2 ) ت - ما - افزوده .
( * 3 ) - آ ت : رفته ، ب : كرده .
( 4 ) ت - اوضاع و - افزوده .
( 5 ) ت : حذف شده .
( 6 ) ت : حذف شده .
( 7 ) - آ ت : وقوف ، ب : وفوق .
( 8 ) ث : كتابت .
( * 9 ) ت : حذف شده .