حمد إله قزوينى و نويسندگان ديگر عصر سلجوقيان و مغولان مشاهده نميكنيم . به كار بردن اصطلاحات فراوان توسط محمد نخجوانى اولا بما امكان ميدهد كه بوجود اصطلاحات مزبور در هر رشته جداگانه از علوم آنزمان پى ميبريم و ثانيا اين امر تسلط نويسنده را بر زبانهاى عربى و فارسى و اصطلاحات سرشار اين دو زبان ( كه هيچيك زبان مادرى او نبودند ) نشان ميدهد .
خود محمد نخجوانى ، نظير وصّاف ، درجه اطلاعات خود را از زبان فارسى بيان ميدارد و تائيد مينمايد كه به زبان عربى نيز به همين اندازه تسلط دارد « 1 » و ضمنا وعده ميدهد كه كتاب ديگرى به زبان عربى خواهد نوشت « 2 » .
از مطالب فوق الذكر اين سئوال پيش ميآيد كه آيا زبان مادرى خانوادهء نخجوانى بطور كلّى كدام زبان بوده است ؟ براى روشن
هامش
( 1 ) - محمد نخجوانى ، متن انتقادى « دستور الكاتب فى تعيين المراتب » جلد دوّم ص . 366 .
. . . كه اين ضعيف نحيف همچنانك در ميدان فارسى زبانى كه بر مراكب خسروانى سوارى مىكند در بيداء عربيت نيز با باد پايان تازى انبازى مىتواند نمود و بر تكاوران عربى بهر مقصد كه ميخواهد مىتواند دوانيد . . .
( 2 ) - در همانجا ، ص . 366
. . . و اين ضعيف را وقت و عمر مساعدت و مسامحت كند بر همين نمط كتابى ديگر در منشيأت عربى مصنف و مرتب گرداند تا طالبان انشاء عربى نيز بر ايسر وجوه بمطالب خود رسند . . .