و ازين « 1 » دولتخواه جز بتحفه علمى ميسر نشد « 2 » انّ الهدايا على مقدار مهديها شعر
ز فضل و « 3 » هنر چيست « 4 » كان نيست « 5 » او را * بگو « 6 » تا مرا گر بود آن فرستم
( * ) همى شرم دارم « 8 » كه پاى ملخ را * سوى بارگاه « 9 » سليمان فرستم
همى ترسم از ريشخند رياحين * كه خار مغيلان ببستان « 10 » فرستم « 7 »
من و قطرهء چند سور سباعم * چگويى بر آب حيوان فرستم
من و ذرّهء « 11 » چند خاك زمينم * چگويى بر چرخ « 12 » گردان فرستم
چه فرمايى از صدمهء سنگ و « 13 » آهن * درخشى « 14 » بخورشيد رخشان فرستم « 15 »
هامش
( 1 ) - ث : دعاگوى - افزوده
( 2 ) - پ : شود ، ث : نمىشد
( 3 ) - پ ث : حذف شده
( 4 ) - ت : چست ، ث : حيست
( 5 ) - پ : هست
( 6 ) - ت : كو
( * 7 ) - پ : اين دو بيت مقدم مؤخرند
( 8 ) - پ : دارام
( 9 ) - پ : ما ؟ ؟ ؟ كاه
( 10 ) - ت : بستان
( 11 ) پ : ذرهى
( 12 ) - پ : خرخ
( 13 ) - ت : حذف شده
( 14 ) - ت ث : درخسى
( 15 ) - ث : حذف شده