( * ) من ابرّ البرّ صلة الرجل اهل ودّابيه « 1 » يعنى نيكوتر خيرى و برّى كه از مرد صادر شود آنست كى بدوستان « 2 » پدر خويش خير و احسان كند « 3 » و ايشان را به خود نزديك گرداند « 4 » بعد از ان جماعت سادات و قضاة و ايمه و علما را كه وجود مبارك ايشان سبب رونق شعار دين و موجب نظام مملكتست فكيف كه در سرّا و ضرّا و شدت و رخا « 5 » بوظيفهء ملازمت قيام نموده باشند « 6 » و سفرا و حضرا مواطى اقدام ايشان اثار حوافر سمندان آسمان فرساى بوده و از ارتكاب اهوال « 7 » و ركوب اخطار نينديشيده و بعد از ان امراء بزرگ و اعاظم تازيك و ترك را كه « 8 » بدل راست و درون پاك ( * ) و عقايد صافى « 9 » و اعتقادات سليم در ملازمت طريقه « 10 » جانسپارى واجب دانسته باشند و بهر خدمت كى موسوم شده از مقابلهء « 11 » اضداد و مقاتلهء « 12 » اعدا و حسّاد ببذل ارواح و اموال و ابدان و اجساد « 13 » مضايقت ننموده و ترك
هامش
( * 1 ) - ب : حذف شده
( 2 ) - ب ت ث : با دوستان
( 3 ) - ب : ك ؟ ؟ ؟ د ، ت : كنند
( 4 ) - ب ت : كردانند
( 5 ) - ث : رجا
( 6 ) - ث : باشد
( 7 ) - ت : احوال
( 8 ) - آ ب : حذف شده
( * 9 ) - ث : حذف شده
( 10 ) - آ : در حاشيه نوشته شده
( 11 ) - ث : مقاتله
( 12 ) - ب ث : مقابله
( 13 ) - ث : احساد