آقا ميرزا اسد اللّه ، منشىباشى ادارهء پوستخانه در باب اسباب مفصله در خارج و در ذيل دعواى اقرار نمود كه بعضى از اين اسباب مال شوهر من آقا ميرزا يوسف است .
آقا ميرزا يوسف هم حاضر شده از اثبات دعواى عاجز بود . بعد از استحلاف آقا ميرزا اسد اللّه به صيغهء جلاله با احقر قسم ياد نمود در برائت ذمّهء خود كه تمام اسباب شش قلم است و در قسمنامه درج است كه قسمنامه نوشته شد . مهر و سجل دارد .
[ سند شمارهء 838 ]
سياهه اثاث 26 - 08 - 1305
صورت اسبابى كه سياههء آن در دست عاليجاه آقا ميرزا اسد اللّه منشىباشى ادارهء پوسته مىباشد كه بيست و چهار قلم است .
قلم اول : لحاف بزرگ و كوچك و آخرش قورى و بيست و چهار قلم است در حاشيهء آن نوشته شد بعد از بسمله نوشته است اقرار همشيرهء آقا ميرزا اسد اللّه كرارا به اينكه اين اسباب را امانت گرفتهام از اخوى و جز اسباب ، ادعايى است كه بايد در تصرف آقا ميرزا اسد اللّه باشد تا ادعا ثابت شود . فى 26 شهر شعبان المعظم .
[ سند شمارهء 839 ]
مصالحه
در شهر شعبان ، مصالحه نموده است عليا جناب سلطان خانم ، بنت مرحوم كربلايى صادق شيرازى با آقا ميرزا اسد اللّه منشىباشى بر تمامى دعاوى كه داشت بر ايشان از بابت ملبوس و اسباب زنانه از هرجهت و هربابت را به مبلغ يكصد دينار فلوس سياه و يك سير نبات كه تمام مأخوذ شد . صيغه جارى و اسقاط خيارات شده است ، نوشته مهر و سجل دارد .
[ سند شمارهء 840 ]
قيموميت 10 - 08 - 1305
در دهم شهر شعبان ، قيوميتنامه كه براى صغير مرحوم غلامرضا بيك نوشته شد اين است :