[ سند شمارهء 790 ]
فروش قطعى 29 - 07 - 1305
در 29 رجب ، اقرار و اعتراف نمودند فاطمه سلطان و خديجه سلطان ، بنتان مرحوم مشهدى على اكبر اصفهانى الاصل به مصالحهء جزميه با ورثهء مرحوم حاجى اسد اللّه علّاف ، اخوى خودشان تمامى دعاوى كه داشتهاند بر مرحوم مزبور و ورثهء آن مرحوم از بابت تنخواهى كه مطالبه مىنمودند و از بابت غير اين فقره از هر جهت را به قسمى ديگر حقّى براى ايشان نباشد به مبلغ چهل تومان وجه ريال و يك سير نبات كه مأخوذ شد . بعد وصول به كبّار ورثه و به اذن حاكم از جانب صغّار و اسقاط خيارات شده است و در ضمن عقد خارج ، ملتزم مىباشند مشاراليهما در صورتى كه از حال لغايت پنجاه سال از جانب ايشان فساد ظاهر شود از عهدهء مال الصلح برآيند و مبلغ پنجاه تومان مجانا هم دادنى باشند . نوشته مهر و سجل دارد .
[ سند شمارهء 791 ]
فروش 29 - 07 - 1305
ايضا استاد محمّد تقى مذكور از روى بيع شرطنامچه كه در سابق به جناب آخوند ملّا محمّد تقى مذكور داده است بيع آن لازم شد . مجددا جناب آخوند به ايشان انتقال نمود در حاشيهء همان نوشته ، در ثانى كربلايى محمّد تقى مذكور و عيال او مسماة به سيّده معصومه ، مبايعهء شرطيه نمودهاند با جناب آخوند ملّا محمّد تقى همگى و تمامى دو خروار و شش پيمانه بذرافشان ولايتى كه پنج قطعه است و محدود است در نوشته به انضمام نصف اجناس سر حمّام ميرزا على اصغر را از هر جهت سواى لنگ را به مبلغ پنجاه تومان وجه ريال و شرط شد در صورتى كه بعد از هفت ماه در ظرف پنج ماه ردّ مال المبايعه نمودهاند به سوى جناب آخوند قادر باشند بر فسخ مبايعه و الّا بيع لازم ، ثمّ قبول مصالحه نمودهاند تمام منافع مبيعات مسطوره را در مدّت مزبوره به مبلغ پانزده تومان وجه موصوف كه كارسازى دارد . حاشيه نوشته ، اين صورت نوشته ، مهر و سجل دارد .
تاريخ حاشيه نوشته در دهم جمادى الثانيه و تاريخ سجل در شهر رمضان المبارك هذة السنه مىباشد .