[ سند شمارهء 1317 ]
وكالت
در شهر رجب اقرار نمود عاليشأن مشهدى عبد الكريم خلف مرحوم حاجى عبد الحسين خوئى كه برحسب وكالت ثابته از حاجى ميرزا عبد الحسين خان منشى بخشايشى مصالحهء جزميه نموده است با آقا ميرزا عبد الكريم منشى رسائل ، خلف مرحوم حاجى ميرزا عبد اللّه بر همگى و تمامى دعاوى و حقوقى كه داشت حاج موكّل بر متصالح از بابت مخلّفه و تركهء عيسال خود مرحومه بيگم خانم خواهر متصالح كه مرحومه بلاعقب فوت شد و نصف از تركهء او بر زوج مذكور انتقال يافت من باب اگرچه آن مرحومه در مرض موت تمام اموال خود را مصالحه نمود به پدر خود حاجى ميرزا عبد اللّه لكن من باب احتياط چون صلح در مرض موت بود اين مصالحه واقع شد كه دعواى زوج مذكور در تمام مخلفهء مرحومه در طهران از نقد و جنس و اثاث البيت و ظروف و فروش و رخوت و مطالبات از هرجهت مصالحه شده است سواى دعاوى كه خود مرحومه بر زوج مذكور داشت به موازى نيم من نبات شهرى به انضمام يك من تبريز گندم و دو هزار پول سياه كه تمام مال المصالحه را اخذ نمود وكيل مذكور و اسقاط كافهء خيارات از جانبين شده است و در ضمن عقد خارج ملتزم نمود وكيل مذكور موكّل خود را در صورتى كه از حال الى نود سال ظهور فسادى در اين مصالحه شود يا مصالح كلا ام بعضا مستحقا للغير برآيد يا دعواى توريه و فساد نمايد از عهدهء غرامات و قيمت ماظهر فيه الفساده برآيد . به علاوه مبلغ يك هزار تومان از وجه ريال به متصالح دادنى باشد و در ضمن عقد خارج لازم شرط شد بر متصالح كه آنچه از مخلفه و تركهء مرحومه در طهران است تمام آن اعيان يا قيمت آن را با مبلغ يكصد تومان از وجه نقد دويست تومان كه از بابت مال المصالحه مهريه و بعضى از دعاوى آن مرحومه بر حاجى مذكور به صلح جداگانه مصالحه نموده است تمام اين دو فقره را به اطلاع وكيل مزبور در مصارف وصاياى آن مرحومه به موجب وصيتنامچه صرف نمايد و مازاد را ملك مستقلى بخرند و بر جهتى كه صلاح طرفين است وقف نمايند براى مرحومه و توليت آن به عاليجاه متصالح و بعد به اولاد ذكور ايشان و ذكور از ذكور نسلا بعد نسل و در صورت انقراض به اولاد ذكور مرحوم حاجى ميرزا عبد اللّه واگذار شود و آنچه از اسباب كه از مال حاج موكّل در نزد مرحومه بود تمام آن را آقا ميرزا عبد الكريم به وكيل مذكور رد كرده است .