قريهء كوار و دو دانگ از قريهء شمسآباد را منتقل نمودند به صبيّهء خودشان عليهء عاليه عذرا خانم متعلقهء نواب و الا شاهزاده نصر اللّه ميرزا وجه مصالحه را قرار داد در مدّت ده سال از قرار سالى يكصد و شش تومان خورده مخدّره بدهد و در همان سال حاجى خان فوت شده است و وجه مصالحهء حق ورثه شد از جملهء ورثهء آن مرحوم يك زوجهء ايشان بود كه علياجناب زهرا بيگم علويّه باشد و يك دختر هم از مرحوم داشت صغيره كه بعد از فوت حاجى خان فوت شده است و سهم او منتقل شده است به علويّهء مزبوره پس در اين تاريخ كه جمادى الثانى سنه 1306 مىباشد سهم علويّه از بابت نصف ثمينه و هم يك صبيّه برآورد شده است از قرار سالى 30 تومان و چون علويّه فعلا عيال حاجى على اكبر تاجر بلورفروش كربلائى است لهذا مشاراليه با علويّه حاضر شدهاند و مبلغ نود تومان از بابت سه سال گذشته از نواب عليه گرفتهاند و دويست و ده تومان حق علويّه از بابت هفت سال بعد باقى است كه بايد از قرار سالى 30 تومان به علويّه بدهند . نوشته مشتمل بر اين مراتب نوشتهاند و حاشيه آن را نوّاب و الا شاهزاده نصر اللّه ميرزا ضمانت نوشتهاند . آن نوشته مهر و سجل دارد . مطابق اين مضمون است .
[ سند شمارهء 1286 ]
مصالحه 26 - 06 - 1306
در 26 جمادى الثانى مصالحهء جزميه نمود حاجى على اكبر تاجر بلورفروش كربلائى برحسب وكالت ثابته از عيال خود ، علويّه زهرا بيگم خانم متعلقهء سابقهء مرحوم حاجى رضا قلى خان با مقرّب الخاقان محمّد تقى خان خلف مرحوم مزبور بر تمامى شش شعير از شش دانگ قريهء كرشه و دو شعير از قريهء قاسمآباد من محال عراق كه علويّهء موكّله از بابت نصف ثمن و از بابت حق يك صبيّه از مرحوم حاجى خان در اين دو قريه سهم برده است با تمام توابع و لواحق هريك از هرجهت و هربابت من غير استثناء جزئى از اين مقدار به مبلغ دويست تومان وجه ريال كه تمام حضورا به اخذ وكيل رسيده است و همچنين مصالحه بر محصول و منافع سنواتى نيز واقع شد صيغه جارى و اسقاط خيارات از طرفين شده است و شرط التزام دارد موكّله در صورت ظهور فساد از حال الى پنجاه سال علاوه بر ردّ مال المصالحه بالنسبته بماظهر فساد از عهدهء غرامات وارده بر سركار متصالح برآيد .