مال المصالحه وجه اجاره مدّت گذشته را متصالح دريافت نمود و اين صورت باطل است .
[ سند شمارهء 1153 ]
اجير غره - 04 - 1306
در غرهء ربيع الثانى به اجاره داد مشهدى على اكبر مكارى ولد حاجى اسماعيل قمى خودش را به عاليشأن مشهدى على اكبر قرهباغى طهرانى بر حمل نمودن يك نعش بر روى يك قاطر مخصوص و بر يك سرنشين كه آن شانزده من باشد علاوه بر چهار قلابه و رختخواب كه دو مال بىعيب زوّارپسند باشد با تحمل زحمات حمل و نقل به نحو مزبور به مبلغ هفده تومان وجه ريال كه قسط را از دار الخلافه وقت حركت و يك قسط را در كرمانشهان و يك قسط را بعد از ورود به نجف اشرف كارسازى دارد و از اينجا تا نجف از قرارداد تخلف ننمايد . نوشته مهر و سجل دارد .
[ سند شمارهء 1154 ]
وكالت 03 - 04 - 1306
در 3 ربيع الثانى اقرار نمودند سيادتمآبان آقا سيّد نصر اللّه و آقا سيّد اسد اللّه پسران مرحوم آقا سيّد حسن قاهانى به اينكه در باب دعوائى كه داشتهاند بر ميرزا فضل اللّه خان نايب خلج كه والد اذيّت نمود به اذّيت او وفات يافت از هرجهت را به مقرب الحضره آقا ميرزا هاشم خان وكيل جناب اعتضاد الملك اصالتا از خود و برحسب وكالت از تمام ورثهء پدر خود به مبلغ بيست و پنج تومان وجه ريال مأخوذ و اسقاط خيارات شده است و شرط شد در صورتى كه مشاراليهما يا ساير ورثه دعوى فسادى در اين باب نمايند علاوه بر ردّ تمام مال المصالحه از عهدهء خسارات برآيند و شرط شد كه اگر تعدّى در حكومت بر آقايان در عراق شود يا مستمرى ايشان نرسد ميرزا فضل اللّه خان ضعف آن را به آقايان داده باشند نوشته مهر و سجل دارد و اين در دو نسخه نوشته مهر و سجل دارد .