تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در محضر شيخ فضل الله نورى ، اسناد حقوقى عهد ناصرى ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
ناظر و متولى است در هر عصرى و نصف ديگر را هر ساله به فقرا چه ارحام و چه غير ارحام از اهل ولايت يا غير آن‌كه ناظر و متولّى صلاح دانند بدهند و بعد از وفات واقف بعد از وضع مخارج كاروانسرا يك عشر از منافع حق التوليهء متولّى هر عصرى است و نيم عشر حق النظارهء مابقى به دو تقسيم مسطور و توليت آن با خود واقف است . مادام الحيات و بعد به عاليجاهان ميرزا عبد الوهاب و ميرزا على اكبر ، دو فرزند واقف ، بعد از اين دو ، به اكبر اورع اولاد صلبى واقف و بعد به اولاد ذكور از ذكور ما تعاقبوا و بعد به اولاد ذكور از اناث و بعد به اناث از ذكور و بعد به اناث از اناث على الترتيب و در صورت تعارض در هرمرتبه اورع مقدم است بر سايرين و در صورت انقراض با علم و اورع مجتهد دار الخلافه و نظارت را واگذاشت به اين احقرانام و در بعد هر مرتبه ناظر ثانى را بايد خود ناظر اول برقرار نمايد . [ سند شمارهء 703 ]

فروش شرطى 03 - 06 - 1305

در 8 جمادى الثانى اقرار نمود كربلائى على اكبر ، خلف مرحوم كربلائى شاه باباى سنگانى به مبايعهء شرطيه با غلامرضا بيك نايب ، خلف مرحوم كربلائى حيدر بر تمامى دو دانگ از يك قطعه زمين واقعه در قريهء سنگان معروف به زمين داش‌قره محدود در نوشته به مبلغ ده تومان وجه ريال مأخوذ و شرط شد در صورتى كه در ظرف سه روز بعد از سه ، ردّ مثل مال المبايعه فرمايند به سوى مشترى ، فسخ مبايعه را قدرت داشته باشند و الّا بيع لازم و در ثانى قبول مصالحهء منافع را نمود از مشترى ، منافع مبيعه را در مدّت مسطوره به مبلغ هفت قرآن وجه ريال كه در آخر مدّت كارسازى دارند . نوشته مهر و سجل دارد . [ سند شمارهء 704 ]

فروش قطعى 08 - 06 - 1305

در 8 جمادى الثانى اقرار نمود علياجاه مچول خانم ، بنت مرحوم محمّد على بيك امير آخور آشتيانى به مصالحهء شرعيهء قطعيه با عاليجاه آقا حسن ، اخوى خود بر تمامى حصه و سهم خود از شش دانگ يك باب عمارت واقعه در سر گذر قلى من