مرحوم حاجى رضا قلى خان زوجهء حاليهء حاجى على اكبر ، تاجر بلورفروش مجاور كربلاى معلى با سركار محمّد تقى خان ، خلف مرحوم حاجى خان مذكور بر تمامى حقوقى كه داشت در چهار دانگ كوار كه به موجب مصالحهنامچهء جداگانه به ايشان منتقل باشد و وجه مصالحه در ذمّهء ايشان بوده و همچنين در ساير اموال و مخلفات مرحوم حاجى خان از نقد و جنس كه در تصرف خان رسيد و مخدّره دعوى حق در آنها مىنمود از بابت ثمينه و از بابت ميراث يك صبيّه كه بعد از فوت حاجى خان مرحومه شد و حق او به مادرش رسيد و از غير اين از هرجهت و هربابت سواى حقّى كه در دو قريهء گوشه و قاسمآباد دارند و دعوى در هفتصد تومان وجه نقد كه در نزد حاجى محمّد اسماعيل تاجر مازندرانى بعد از اداى موجودات به انضمام يك چارك نبات را به عوض چهار صد تومان وجه ريال مأخوذ مقبوض با تمام دعاوى كه محمّد تقى و مخدّره بر زوج ايشان حاجى على اكبر داشتهاند در باب مخلفات حاجى خان در عتبات از نقد و جنس از هرجهت با ضميمهء يك چارك قند كله بزرگ ، صيغه جارى و اسقاط خيارات شده است و ملتزمه است مخدّره در صورتى كه تا پنجاه سال ظهور فسادى در اين مصالحه از طرف ايشان شود علاوه بر ردّ مال المصالحه خودش و شوهرش بالمناصفه از عهدهء غرامات برآيند و در ضمن عقد خارج ، شرط بر هردو شد و همچنين شرط التزام شد بر محمّد تقى خان كه تا پنجاه سال اگر از طرف ايشان كشف فسادى شود از عهدهء غرامات برآيند .
مصالحهنامچه دو طغرى است ، هردو مهر و سجل دارد .
[ سند شمارهء 1031 ]
فروش شرطى 23 - 12 - 1305
اقرار نمود عاليجاه غلامحسين خان گماشتهء شاهزاده نصرت الدوله به مصالحهء شرطيه با جناب آقاى ميرزا هادى بر تمامى شش دانگ خانهء ملكى خود واقع در محلّهء سنگلج در گذر دروازه قزوين متّصل به عمارت بزرگ مصالح مشتمل بر بيرونى و اندرونى محدود در نوشته را با تمام توابع آن به مبلغ سيصد تومان وجه ريال چرخى مأخوذ مقبوض و شرط شد در صورتى كه در ظرف پنج روز بعد از انقضاى مدّت يك سال ردّ تمام مثل مال المصالحه نمايد به سوى جناب آقاى متصالح قادر بر فسخ صلح بوده باشد و الّا صلح لازم ، ثمّ قبول مصالحه نمود از