متصالح ردّ تمام مثل مال المصالحه نمايد به سوى عاليجاه متصالح يا وكيل شرعى ايشان قادر باشد بر فسخ مصالحه و الّا صلح لازم و خيار ساقط باشد و بعد قبول مصالحه نمود متصالح مذكور از متصالح تمام منافع مصالح عليه را در مدّت مسطوره به مال المصالحه مبلغ دويست تومان وجه موصوف كه در آخر مدّت كارسازى دارد و در ضمن عقد خارج شرط وكالت شد از براى متصالح در صورتى كه اخذ به جزيى از زمان خيار نمايد ذمّهء خود را از مال المصالحه نسبت به زمان باقى برى نمايد . نوشته مهر و سجل دارد و به اين علامت :
ح ى غ ب ب ؛ ب ح ن ع ع .
[ سند شمارهء 937 ]
فروش شرطى 02 - 10 - 1305
در 20 شوال ، عباسقلى خان سرتيپ مذكور مصالحهء شرطيه نمود با آقا ميرزا عبد الوهاب مذكور بر تمامى شش دانگ يك باب طويله بهاربند و بر تمامى دو دانگ مشاع از شش دانگ يك باب حمّام مردانه و زنانه محدود در نوشته كه واقع است در بيرون دروازه قديم قزوين به مال المصالحهء مبلغ پانصد تومان وجه ريال جديد الضرب كه تمام مأخوذ شد و شرط شد در صورتى كه از حال لغايت يك سال كامل كه خيار متّصل است ردّ تمام مثل مال المصالحه نمايد به سوى متصالح نمايد قادر بر فسخ باشد و بعد ذالك قبول مصالحه نمود مصالح از متصالح تمام منافع مصالح عليه را در مدّت مسطوره به مبلغ شصت تومان كه در آخر مدّت كارسازى دارند و شرط وكالت شد در صورت اخذ به جز خيار ذمّهء خود را از مال المصالح برى نمايد و معلوم بوده باشد كه اين دو معامله را آقا ميرزا عبد الوهاب از خود و منباب وصايت از جانب صغّار ورثه والد خود و از بابت ثلث مرحوم والد خود و به وكالت كبّار از تمام ورثه كرده است اگرچه نوشته شده به اسم خودشان است واضح باشد .
ايضا در اين تاريخ بيع شرطنامچه كه بيع آن لزوم يافت آقا ميرزا عبد الوهاب از خود و برحسب وصيت در مقدار ثلث و بر صغار ورثه پدر خود و وكالت از تمام كبّار ورثه منتقل نموده است به سركار عباسقلى خان سرتيپ مذكور به مبلغ يك هزار و ششصد و چهل و چهار تومان و سيصد تومان هم از بابت وجه اجاره كه